بكاهند كه از آن جمله مرحوم اردبيلى مؤلف جامع الرواة و مرحوم مجلسى است .
اردبيلى در مقدمه كتابش مىنويسد :
فلما توجّه الى هذا المطلب الأقصى والمقصد الأعلى [ اى النظر الدقيق فى صحّة الطريق ] ، صار بسبب اتفاق ذكر الراوى على سبيل الإطلاق أو باعتبار اختلاف النسخ فيه متفكراً تفكراً عميقاً و متحيراً تحيراً عظيماً و لم يجد ترجيحاً للحكم بالصحة والضعف أو غيرهما ، فلا جرم صار الخبر بسبب هذا فى نظر هذا الضعيف مجهولًا بل في نظر جمع كثير من فحول العلماء والفقهاء ايضاً ، حتى حكموا بجهالة الخبر الموصوف بهذا الوصف و لم يجعلوه مناطاً للحكم ؛ « 1 »
وقتى نويسنده به اين مقصد و الا و مطلب نهايى توجه مىكرد ، به خاطر ياد كرد نام راوى ، به طور مطلق و رها و گاه به خاطر اختلاف نسخهها ، در انديشه ژرفى فرو مىرفت و خود را در تحيّر بزرگى مىيافت و هيچ دليلى براى درستى و يا نادرستى روايت پيدا نمىكرد و خبر به همين خاطر ، در قلمرو روايتهاى مجهول قرار مىگرفت ، اين امر ، نه تنها براى اين ضعيف ، بلكه بر دانشوران بزرگ نيز چنين بود و از اين روى ، حكم بر مجهول بودن روايت مىكردند و آن روايت را ملاك و دليل حكم قرار نمىدادند .
بر همين پايه ، مرحوم اردبيلى كتاب خويش را در واقع به انگيزهء اخراج راويان از قلمرو مجهول به حوزهء معلوم نگاشت . در كتاب مرآة العقول ، مرحوم مجلسى نيز در بسيارى از موارد تلاش مىكند تا راوى را شناسايى كند . « 2 »
در پايان ، يادآورى اين نكته خالى از فايده نيست كه على رغم تلاش مصحح محترم ، كتاب مرآة العقول نيازمند تصحيح دقيق و علمى ديگرى است و شكل كنونى آن رضايت بخش نيست .
هامش
( 1 ) . جامع الرواة ، ج 1 ، مقدمه .
( 2 ) . مرآة العقول ، ج 1 ، ص 140 ، 253 ، ص 351 و ج 2 ، ص 2 .