تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شناخت نامهء كلينى و الكافى ( فارسى ) — صفحة 254

مساهمون:

ص٢٥٤
اهل الأرض كما خذلهم عند اهل السماء . . . فدريت بما القيت اليك ، انّ حقيقة العلم لا توجد إلّا في اخبارهم وانّ سبيل النجاة لا يعثر عليه الّا بالفحص عن آثارهم . فصرفت الهمة عن غيرها اليها و اتكلّت فى اخذ المعارف عليها . . . . « 1 » . . . مردم روزگارم را بر نظريه‌هاى ناپيوسته و هواهاى گوناگون يافتم ؛ به گونه‌اى كه جهل و نادانى در درونشان لانه ساخته و فتنه‌ها در خويش غرقشان كرده و انگيزه‌هاى گوناگون به راهشان افكنده و گمراهى آنان را در بيابان‌ها و صحراها رهايشان كرده است . گروهى از آنان آنچه را كه از پس مانده‌هاى گمراهان ومنكران شريعت پيامبران و قوانين رسالت فرا گرفته‌اند ، حكمت نام نهاد ، و پيش‌روان آنان در اين سر در گمى و كورى را پيشواى خود مىشمردند . . . و گروهى ديگر راه و روش بدعت‌گذاران و هوا پرستانى منتسب به فقر و فنا را پيموده‌اند ؛ كسانى كه در دنيا و آخرت جز بدبختى وسيله روزى ندارند و خداوند آنان را در نزد زمينيان رسوا و در پيش عرشيان ذليل ساخته است . . . از آنچه كه پيش از اين گفتم ، به خوبى پيداست كه حقيقت علم جز در اخبار امامان عليهم السلام يافت نمىشود و راه رستگارى بجز از راه جستجو در آثارشان به دست نمىآيد . از اين روى ، همت خويش را از ديگر دانش‌ها به دانش حديث برگرداندم و در دست‌يابى به معارف ، بر اين آثار تكيه زدم . مرحوم مجلسى در پى چنين احساسى ، رويكردى جدّى به حديث پيدا كرد و در همين راستا به تدريس و بحث دربارهء روايات كتب روايى متداول زمان خويش از قبيل كتاب كافى پرداخت و حاصل اين مباحث را در شكل تعليقه بر كتاب ياد شده ، به طور متفرّق و نامنظم نگاشت . وجود اين يادداشت‌ها و احساس ترس نسبت به از بين رفتن آنها ، كنار درخواست فرزندش محمد صادق مجلسى مبنى بر نگارش شرحى كامل بر احاديث كتب مرسوم و متداول حديثى ، علامه را به فكر تنظيم يادداشت‌هاى
هامش
( 1 ) . مرآة العقول ، ج 1 ، مقدمه ص 2 .