است كه انسان در جهان آخرت ، نه با همين بدن مادّى دنيايى ، بلكه با بدنى عنصرى و لطيف كه مثل و به مثابه بدن دنيايى اوست ، محشور مىگردد . اين بدن عنصرى نظير بدنى است كه انسان در عالم خواب مىبيند . از نظر اين فيلسوفان ، روح بدون وجود بدن به هر شكلى كه باشد قوام نخواهد داشت و از آنجا كه ادامه حضور بدن دنيايى در جهان آخرت ميسور نيست ، روح در قالب بدن مثالى تمثل مىيابد . به هر حال ، اعتقاد به بدن مثالى ، روحانى بودن معاد را تقويت مىكند .
علّامه مجلسى معتقد است كه پذيرش روحانى بودن معاد و محشور شدن انسان در قالب بدن مثالى ، مخالفت با ضرورت دين است و در نتيجه خروج از اسلام را در پى دارد . وى درست به همين جهت ، از معاصران خود به خاطر كرنش در برابر فلسفه مشاييان و اشراقيان
گله كرده است .
شناخت نامهء كلينى و الكافى ( فارسى ) — صفحة 248
مساهمون: محمد قنبرى
ص٢٤٨