تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شناخت نامهء كلينى و الكافى ( فارسى ) — صفحة 247

مساهمون:

ص٢٤٧
نتيجه آنكه مىتوان آيات و روايات را بر اين حمل كرد كه خداوند متعال به ازاى اعمال حسنه ، صورت‌هاى زيبا را مىآفريند تا زيبايى آنها را به مردم نشان دهد و در برابر اعمال زشت ، صورت‌هاى زشت مىآفريند تا زشتى آنها را به عيان نشان دهد . بر اين اساس ، ايشان مسئله تجسم اعمال را پذيرفته و آن را به معناى آفرينش صورت‌هاى زشت و زيبا به ازاى اعمال بد و خوب از جانب خداوند دانسته است . آن‌گاه چنين افزوده است : و لا حاجة إلى القول بامر مخالف لطور العقل لا يستقيم إلّا بتأويل فى المعاد و جعله من الاجساد المثالية و ارجاعه الى الامور الخيالية كما يشعر به تشبيههم الدنيا والاخرة بنشأتى النوم و اليقظة و إن الاغراض فى اليقظة اجسام فى المنام و هذا مستلزم لانكار الدين و الخروج عن الاسلام و كثير من اصحابنا المتأخرين رحمه الله يتبعون الفلاسفة القدماء والمتأخرين و المشائين و الاشراقيين فى بعض مذاهبهم ، ذاهلين عما يستلزم من مخالفة ضروريات الدين ؛ « 1 » و نيازى نيست كه به نگرشى كه مخالف نگاه عقل است و تنها با تأويل معاد و منطبق دانستن آن با اجساد مثالى و بازگرداندن آن به امور خيالى و موهوم ، قابل دفاع است ، باورمند باشيم . اين نگرش از اين‌كه فلاسفه دنيا و آخرت را به دو نشئه خواب و بيدارى تشبيه مىكنند و اين‌كه معتقدند اهداف در بيدارى ، در خواب به صورت جسم درمىآيند ، قابل استفاده است . چنين باورى مستلزم انكار دين و خروج از اسلام است . و بسيارى از عالمان متأخر ما ، از فلاسفه گذشته و متأخر و از مشاييان و اشراقيان پيروى كرده‌اند ، درحالىكه در برخى از مسائل از لازمه اين نگرش‌ها كه به مخالفت با ضروريات دين مىانجامد ، غافل بوده‌اند . اجساد مثالى راه حلى است كه در سخن برخى از فلاسفه آمده و مقصود از آنْ اين
هامش
( 1 ) . مرآة العقول ، ج 9 ، ص 95 .