تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شناخت نامهء كلينى و الكافى ( فارسى ) — صفحة 240

مساهمون:

ص٢٤٠
المتواترة الصريحة فى ذلك ، و عدم القول بذلك مستلزم لإنكار ما ورد فى الآيات و الأخبار من فناء الاشيأ و خرق السماوات و انتشار الكواكب بل المعاد الجسمانى ؛ « 1 » اين باورى است كه تمام دينداران بر آن اجماع دارند و آيات فراوان و روايات متواتر و صريحى بر آن دلالت مىكند ، و عدم اعتقاد به آن مستلزم انكار آيات و رواياتى است كه از نابودى اشيا و شكافتن آسمان‌ها و پراكنده شدن ستارگان بلكه از معاد جسمانى سخن به ميان آورده‌اند .

5 . عدم تجرد فرشتگان

مرحوم كلينى با توجه به رواياتى كه در آن از ورود فرشتگان به خانه ائمه عليهم السلام سخن به ميان آمده ، بابى را تحت عنوان « باب أن الائمة تدخل الملائكة بيوتهم وتطأ بسطهم و تأتيهم بالاخبار » گشوده است . در يكى از اين دست روايات به نقل از امام صادق عليه السلام چنين آمده است : حسين بن ابى العلاء مىگويد : امام صادق عليه السلام دستش را به متكاهايى كه در خانه بود زد و فرمود : اى حسين ! اينها متكاهايى است كه فرشتگان بارها بر آن تكيه داده‌اند و ما گاهى پرهاى كوچكشان را از زمين برچيده‌ايم . « 2 » علّامه مجلسى از ظاهر اين روايت نتيجه گرفته است كه بر خلاف نظر فلاسفه كه فرشته را موجودى مجرد مىدانند ، فرشته موجودى مادّى است : والخبر يدل صريحاً على تجسم الملائكة و انهم اولوا أجنحة كما عليه اجماع المسلمين ردّاً على الفلاسفة و من يتبعهم ؛ « 3 » اين روايت به صراحت بر جسمانيت فرشتگان و اين‌كه داراى بال‌اند دلالت مىكند ؛ چنان‌كه مسلمانان بالاجماع در برابر فلاسفه و پيروانشان بر همين عقيده هستند . ظاهراً در استناد ادعاى تجرد فرشتگان به فلاسفه جاى ترديد وجود ندارد . حكيم
هامش
( 1 ) . مرآة العقول ، ج 1 ، ص 235 . ( 2 ) . الكافى ، ج 1 ، ص 393 . ( 3 ) . مرآة العقول ، ج 4 ، ص 289 .
شناخت نامهء كلينى و الكافى ( فارسى ) — صفحة 240 | محمد قنبرى