تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شناخت نامهء كلينى و الكافى ( فارسى ) — صفحة 238

مساهمون:

ص٢٣٨
هذه هى المعتمد عليها عندى ؛ « 1 » ششم : ادله نقلى برگرفته از كتاب و سنت است كه از حد شمار بيرون است و برخى از آنها طرح شد ، و در باب توحيدْ تمسك به دلايل نقلى محذورى را در پى ندارد و من بر همين مبنا تكيه دارم . علّامه مجلسى نه‌تنها در تمسك به ادله نقلى در اثبات مبحث مهمى همچون توحيد محذورى نمىبيند ، بلكه ابراز مىكند كه آنچه به عنوان دليل نزد او مورد استناد و اعتماد است ، همين ادله است . ظاهراً سخن ذيل از امام خمينى رحمه الله ، در نقد همين ادعاى علّامه مجلسى رحمه الله گفته شده است : باب اثبات صانع و توحيد و تقديس و اثبات معاد و نبوت و بلكه مطلق معارف حق ، طلق عقل و از مختصات آن است . اگر در كلام بعضى محدثين عالى مقام وارد شده است كه در اثبات توحيد ، اعتماد بر دليل نقلى است ، از غرائب امور ، بلكه از مصيباتى است كه بايد به خدا پناه برد . « 2 » علّامه مجلسى بر اساس همين نگرش كه قياس عقلانى در فهم از دين راه ندارد و تنها راه دستيابى به معارف دينى قرآن و سنت است ، فقره چهارم روايت حضرت امير عليه السلام را كه در معرفى فقيه حقيقى است ، دليلى بر ابطال فلسفه دانسته است . روايت آن حضرت چنين است : ألا أخبركم بالفقيه حق الفقيه ؟ من لم يقنط الناس من رحمة اللَّه . . . و لم يترك القرآن رغبة عنه إلى غيره ؛ « 3 » آيا فقيه واقعى را به شما نشناسانم ؟ [ او ] كسى است كه مردم را از رحمت خداوند نااميد نسازد . . . و از قرآن به منبعى غير آن روى نگرداند . عبارت علّامه مجلسى در اين باره چنين است : . . . والرابعة إلى ابطال مذهب المتفلسفة الذين أعرضوا عن القرآن و أهله ، و حاولوا اكتساب العلم و العرفان من كتب قدماء الفلاسفة و مذهب الحنفية
هامش
( 1 ) . همان ، ص 264 . ( 2 ) . آداب الصلاة ، ص 222 . ( 3 ) . الكافى ، ج 1 ، ص 36 .