تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شناخت نامهء كلينى و الكافى ( فارسى ) — صفحة 235

مساهمون:

ص٢٣٥
اوصيائه عليهم السلام . . . فالمراد بخلقهم خلق ذلك النور المتعلق بهم المشرق عليهم . . . ؛ « 1 » هر كس طبق مكتب فلاسفه بينديشد و بتواند مدعاى آنان را بدين صورت تصحيح كند كه چون عقل فعال از نظر فلاسفه مدبّر هستى است و اين عقل فعال را به نفس پيامبر و اهل بيت عليهم السلام مرتبط مىدانند . . . ، در اين صورت مقصود از آفرينش آنان ، آفرينش آن نورى است كه متعلق به ايشان است و بر ايشان آشكار شده است . اما معتقد است اعتقاد به عقل فعال با مبانى شريعت ناسازگار است : لكن تلك المقدمات موقوفة على امور مخالفة للشريعة والاصول المقررة فيها ؛ « 2 » البته بايد دانست اين مقدمات [ براى پذيرش عقل فعال و تطبيق آن بر پيامبر و اهل‌بيت عليهم السلام ] منوط به امورى است كه با شريعت و مبانى آن ناسازگار است .

3 . جايگاه عقل در اصول دين

آنچه ميان متفكران مسلمان رايج و پذيرفته شده اين است كه فهم و باور اصول و مبانى دينى ، مبتنى بر عقل و تفكر عقلانى است و ضمن آنكه در اين گونه موارد تقليد جاى ندارد ، نمىتوان به ادله نقلى - اعم از آيات و روايات - تكيه نمود . به عنوان مثال ، براى اثبات وجود مانع يا رسالت پيامبر نمىتوان از قرآن يا روايات دليل‌آورد ؛ زيرا اين عمل مبتلا به اشكال دور است ؛ چون استناد به اين دو دليل ، متفرع بر آن است كه اصل حجيت و اعتبار آنها با تكيه به صدور آنها از منبع ربوبى ثابت گردد ، درحالىكه وجود منبع ربوبى براى منكر آن هنوز ثابت و پذيرفته نشده است . چگونه در برابر منكر وجود خدا يا منكر رسالت مىتوان از سخن خدا يا كتاب وحى شاهد آورد ؟ ! سرّ آنكه در مناظرات رسول اكرم صلى الله عليه و آله و ائمه اطهار عليهم السلام با ملحدان و دهريان به منبع وحى تكيه نشده و تمام استدلال‌ها مبتنى بر دلايل عقلانى است ، همين نكته است .
هامش
( 1 ) . مرآة العقول ، ج 5 ، ص 192 . ( 2 ) . همان .