تاريخ ، از پارهاى روايات ، نظير « لو علم أبوذر ما فى قلب سلمان لقتله » يا « لكفره » ، به خوبى برمىآيد . « 1 »
سيد على خان مدنى شيرازى ، صاحب الدرجات الرفيعة ، در اين باره مىنويسد :
اگرچه همه اصحاب در شرافت صحابى پيامبر بودنْ شريكاند ؛ ولى از نظر سطح درك و فهم ، سابقه در اسلام ، درجه ايمان ، تقدّم در هجرت ، ملازمت كم يا زياد با رسول اللَّه ، شركت در جهاد ، مقدار نقل روايت از حضرت ، ميزان درك محضر شريف ايشان ، و ملاقات و ديدار با پيامبر صلى الله عليه و آله ، داراى مراتب و درجات مختلفاند . « 2 »
و ملّاصدرا نيز در شرح سخن على عليه السلام در تقسيم چهارگانه راويان حديث ، « 3 » ذيل عبارت حضرت كه فرمود : « ياران رسول خدا صلى الله عليه و آله كه چيزى از او مىپرسيدند ، همگى آن را نمىفهميدند ، و بعضى از آنان از پيامبر صلى الله عليه و آله مىپرسيدند ، ولى فهمجويى نمىكردند ، « 4 » به اشاره ، بر اين نكته تأكيد مىورزد كه اختلاف سطح فكر و فهم صحابه ، خود يكى از علل و عواملى است كه گاهى سبب بروز مشكلات و موجب اشتباهات راويان شده است . « 5 » وى در جايى ديگر با صراحت بيشترى در اين باره به اظهار نظر پرداخته ، چنين مىگويد :
اختلاف سطح فكر اصحاب ، تا آن اندازه بود كه گاهى يك راوى ، از آن حضرت ، سخنى را شنيده و معنايى غير آنچه مورد نظر رسول خدا بوده ، تصوّر كرده است و سپس لفظ را بعينه حفظ نكرده و بلكه عبارات خود را كه
هامش
( 1 ) . اصول كافى ، تصحيح و ترجمه : مصطفوى ، ج 2 ، ص 253 ؛ شرح اصول الكافى ، ملّاصالح ، ج 7 ، ص 2 ؛ الأمالى ، السيد المرتضى ، ج 2 ، ص 396 - 397 . وى بحث مفصّل و توجيه لطيفى در شرح اين حديث آورده است . نيز ، ر . ك : الوافى ، ج 2 ، ص 148 ؛ مرآة العقول ، ج 4 ، ص 315 ؛ سفينة البحار ، ماده « سلم » به نقل از : آشنايى با علوم اسلام ، ص 205 .
( 2 ) . الدرجات الرفيعة ، ص 101 .
( 3 ) . نهج البلاغة ، تصحيح : صبحى الصالح ، ص 326 ؛ اصول كافى ، تصحيح و ترجمه : كمرهاى ، ج 1 ، ص 184 - 188 ؛ بحارالأنوار ، ج 2 ، ص 229 230 ؛ الوافى ، ج 1 ، ص 63 ؛ جامع المقال ، ص 29 ؛ وصول الأخيار ، ص 166 ؛ مرآة العقول ، ج 1 ، ص 21 - 215 ؛ قواعد التحديث ، ص 168 - 169 .
( 4 ) . شرح اصول الكافى ، ج 2 ، ص 340 .
( 5 ) . همان ، ج 2 ، ص 348 .