سرورى ، و به دست آوردن تمامى لذّات و خوشىها ، و نزديكى و تقرّب به فرمانروايان و زمامداران بر آنان چيره و مستولى شده است . لذا احاديث دروغين وضع كردند و هر گروهى طبق مقاصد و حاجات خود ، سخن را از جاى آن تغيير دادند . پس در نتيجه اين علل و سببهاى دنيايى و بيمارىهاى قلبى و امراض نفسانى ، روايات ، اختلاف پيدا نمود و احاديث ، ضدّ و نقيض شد . « 1 »
علاوه بر مواردى كه اشاره شد ، تعارض اخبار ، علل و انگيزههاى ديگرى نيز دارد كه برخى از آن عوامل ، عبارتاند از :
عدم توجه راويان به قراين حالى يا مقالى ؛
وجود ناسخ و منسوخ ، عامّ و خاص ، و محكم و متشابه در احاديث ؛
تأخير در تدوين و نگارش رسمى حديث ، و نقل شفاهى آن تا حدود يكصد سال ؛
تقطيع احاديث به وسيله راويان و عدم نقل تمامى احاديث در همه موارد .
آنچه به اختصار اشاره شد ، تنها بخشى از ديدگاههاى حديثپژوهى صدرالمتألهين را شامل مىشود كه در شرح اصول الكافى وى آمده است . بديهى است بحث و بررسى دربارهء همهء ديدگاههاى وى در علم الحديث ، و با تكيه بر تمامى آثارش ، مجال ديگرى مىطلبد كه اميد است خداوند ، توفيق انجام دادن آن را عطا فرمايد .
هامش
( 1 ) . همان ، ج 1 ، ص 142 .