8 . مفهوم « جهل » از نگاه شارح
مفهوم « جهل » نيز از مفاهيمى است كه همراه با « عقل » ، از آن سخن به ميان مىآيد .
در احاديث خاندان پيامبر صلى الله عليه و آله نيز مفهوم جهل را در كنار مفاهيم مرتبط با عقل شناساندهاند و نسبت آن را با عقل بر نمودهاند . اصول الكافى يكى از منابع گرانسنگ براى پى بردن به نسبت جهل و عقل است . ملا صالح مازندرانى نيز پس از آنكه در شرح حديث آغازينِ كتاب عقل ، به گستردگى ، معناى عقل را روشن ساخته است ، به آهنگ شرح معناى جهل ، چنين مىنگارد :
اكنون كه معناى عقل را شناختى ، معناى جهل را نيز به قرينه مقابله ، درياب . جهل يا همان نفس است امّا به اعتبار تعلّق آن به بدن و حالتهايى در برابر حالتهاى [ ششگانه ] عقل دارد ؛ زيرا اين تعلّق نفس به بدن و آن حالتها [ ى مخالفِ حالات عقل ] ، ريشه تيرگى نفس و گرايش آن به بدىهاست . يا [ احتمالًا ] مراد از جهل ، امرى مقابل آن جوهر نورانى است كه با نفس ارتباط مىيابد و چونان روحى پليد ، آن را به بدى و زشتى مىخواند . و چه بسا كه آنچه در برخى روايتها آمده است ، اشارهاى به همين معناى دوم عقل و جهل باشد ؛ آن جا كه مىفرمايد : « المؤمن مؤيَّد بروح الإيمان ؛ « 1 » مؤمن ، با روح ايمان پشتيبانى مىشود » و يا اين كه مىفرمايد : « إنّ لكلّ قلبٍ اذُنين : على أحدهما ملكٌ يهديه و على الآخر شيطانٌ يُضلُّهُ ؛ « 2 » هر دلى دو گوش دارد كه بر يكى فرشتهاى است كه آن را هدايت مىكند و بر ديگرى شيطانى است كه آن را به گمراهى مىكشاند » . « 3 »
بنا بر اين ، از آن جا كه شارح در معناى عقل ، دو احتمال را بيان كرده بود ، اكنون براى جهل نيز به قرينه تضاد ، دو احتمال را به دست داده است . اگر جهل را به معناى
هامش
( 1 ) . با اين عبارت ، حديثى نيافتم . در مضمونى نزديك به آن ، در برخى روايتها آمده است كه : « إن الإمام مؤيَّدٌ بروحالقدس » . ( ر . ك : عيون أخبار الرضا عليه السلام ، ج 1 ، ص 193 ) .
( 2 ) . همانند اين مضمون - و البتّه نه عين عبارت شارح - را بنگريد در : الكافى ، ج 2 ، ص 266 باب « إنّ لِلقَلبِ اذنينينفث فيهما المَلِكُ و الشيطان » . مرحوم كلينى ، سه حديث بدين مضمون روايت كرده است .
( 3 ) . همان ، ص 68 .