است كه انسان در نتيجه تلاش خود بدان مىرسد ؟ به ديگر سخن ، آيا تلاش انسان براى افزايش مرتبه عقل خود ، علّت تامّه به شمار مىآيد يا آنكه تنها جزئى از علّت است ؟
شارح در شرح حديث : « آنكه براى به دست آوردن عقل ، خود را به سختى اندازد ، جز بر جهلش افزوده نمىشود » ، « 1 » به اين پرسش ، چنين پاسخ مىدهد :
در نگريستن به ظاهر اين حديث و نيز ظاهر حديث [ امام صادق عليه السلام كه در آن ، خداوند تعالى خطاب به عقل فرموده بود : ] « تو را جز در وجود آنان كه دوستشان دارم ، كامل نمىكنم » . « 2 » و نيز ظاهر [ اين سخن امام عليه السلام كه فرموده است : ] « خداوند در آخرت و در حسابرسى بندگان ، به همان اندازه كه در دنيا به آنان عقل داده است ، مداقّه مىكند » « 3 » و نيز اخبار فراوان ديگر ، ما را به اين نتيجه مىرساند كه اعطاى عقل و افزايش آن ، از سوى خداست و به دست آوردن علوم و آداب ، گرچه در پديد آمدن آن دخالت دارد ، علّت فاعلى نيست ؛ بلكه تنها شرطهايى براى به وجود آمدن آن چيز از سوى مبدأ فيّاض است . همانسان كه روغن ، شرط يا زمينهساز فزونى نور چراغ است ؛ ولى اصل [ وجود ] نور و افزايش يافتن و بيشتر شدن آن ، از خداوند است . « 4 »
بنا بر اين ، آنچه از انسانها ساخته است ، آن است كه زمينهها را براى رشد ، بارورى و افزايش عقل آماده كنند ؛ ولى سرانجام ، وجود مقدّس خداوند است كه عقل را به مراتب بالاتر سير مىدهد و بدان تكامل مىبخشد . از اين رو ، تلاشهاى انسانى ، تنها علّت مُعدّه هستند و علّت فاعلى ، تنها وجود خداوند است .
7 . مفهوم « حجّت » بودنِ عقل
مىدانيم كه در رواياتى نه چندان اندك - كه برخى از آنها در الكافى نيز گزارش شدهاند - ، « 5 » عقل را « حجّت » ميان بندگان و خداوند و نيز آن را حجّت باطنى خدا به شمار آوردهاند .
هامش
( 1 ) . الكافى ، ج 1 ، ص 24 .
( 2 ) . همان ، ج 1 ، ص 10 .
( 3 ) . شرح اصول الكافى ، ج 1 ، ص 11 .
( 4 ) . همان ، ص 293 .
( 5 ) . الكافى ، ج 1 ، ص 25 ، ح 20 و 22 .