معروف شيعه را كه نام مىبرد از قبيل شيخ مفيد رحمه الله ، شهيد اول قدس سره ، محقّق كركى ( / محقّق ثانى رحمه الله ، پدر شيخ بهايى رحمه الله ، مشايخ ملّا امين استر آبادى رحمه الله كه صاحب معالم و صاحب مدارك رحمه الله و ميرزا محمد استر آبادى صاحب رجال كبير بودهاند . ملّا امين رحمه الله مىفرمايد : مشايخ من چنين فرمودهاند ، مجلسى ثانى ( مرحوم ملّا محمد تقى رحمه الله ) از مرحوم شيخ حسن دمستانى رحمه الله مطلبى نقل مىكند كه از علماى مهم رجال و حديث بوده اينها تعريفاتى از كافى كردهاند كه مقتضاى آن اين است كه ديگر احتياج به لحاظ سند نداشته باشد مثل لم يعمل بمثله « لم يعمل في الاماميّة مثله يا . . . في الاسلام مثله » ، مراد از اين مدايح كِبَر حجم كه نيست . كِبَر حجم چندان مدح معتنابهى نيست . البته قبل از مرحوم كلينى رحمه الله و بعد از او كتابهايى در كِبَر حجم يا بزرگتر از كتاب كافى نوشته شده بود مثل محاسن برقى كه اين كتاب محاسن مطبوع قطعهاى از آن است و كتاب نوادر الحكمة كه قبل از كافى مرجع بوده كه فلانى از رجال نوادر الحكمة است شبيه كافى ، منتهى كافى كه تأليف مىشود آن را نسخ مىكند . نسبت به تفسير امام عسكرى عليه السلام مىگويند خيلى مفصّل بوده ، از اين مدايح معلوم مىشود كه در محاسن و اتقان كافى مماثل ندارد . آن وقت به كتابهاى تأليف شيعه رجوع مىكنيم و كافى را با آنها مقايسه مىنماييم مىبينيم كه حاوى امتيازات آن كتب است مع شَىٍ زائدٍ . اصول اربع مائه كه هيچ كس شكى در اعتبار آنها ندارد . كه اين اصول مشهور با طرق صحيحه به علما و اصل شده و انتساب آن به مؤلفين از اين ناحيه مورد ترديد نبوده و بعد بين صاحبان عصر و ائمه عليهم السلام كه اين روايات از آنها اخذ شده ، وسائط هم اعتبارش مسلّم بوده ، قرار نبوده اصل به دست شيعه برسد و بعد برود مراجعه به سندش بكند ، وقتى در اصل پيدا مىكرده ، شيعه به آن عمل مىنموده ، اگر بنا باشد در كافى احتياج به مراجعه سند داشته باشيم ، تعبير مفيد « مِن اجَلِّ الكتب » و به تعبير ديگران « لم يعمل بمثله » ديگر صحت پيدا نمىكند .
دليل سوم : كه مدايحى از كلينى شده ، محدث نورى مىفرمايد : نجاشى راجع به او تعبيرى دارد كه علامه رحمه الله هم از او پيروى كرده ، در آن تعبير مىفرمايد : « اوثق الناس في
شناخت نامهء كلينى و الكافى ( فارسى ) — صفحة 130
مساهمون: محمد قنبرى
ص١٣٠