مىشمارد . شيخ طوسى نيز كه به دو واسطه از كلينى روايت مىكند « 1 » روضه را تأليف كلينى مىداند . « 2 » ابن شهر آشوب مازندرانى بدون هيچ ترديدى روضه را ضمن آثار كلينى نام مىبرد . افندى در رياض العلماء از ملا خليل قزوينى شارح كافى نقل مىكند كه ايشان ( با آنكه معتقد است احاديث كافى ، تماماً از نظر امام عصر گذشته و آن حضرت آن را مستحسن شمردهاند ، و حتى مروى عنه احاديثى را كه به لفظ « روى » در كافى آمده است حضرت ولى عصر عليه السلام مىداند ) گفتهاند روضه از كلينى نيست ، بلكه تأليف ابن ادريس حلى است . صاحب رياض العلماء اضافه مىكند كه در قسمت اخير ( يعنى عدم انتساب روضه به كلينى ) بعضى اصحاب نيز مساعدند ، و حتى اين نظريه را به شهيد ثانى نيز نسبت دادهاند ؛ ولى ثابت نيست .
به نظر اينجانب با تصريح نجاشى و شيخ طوسى بر اينكه روضه از كلينى است نسبت دادن روضه به ابن ادريس كه فوت وى در 598 هجرى ، يعنى 193 سال پس از نجاشى و 138 سال بعد از وفات شيخ طوسى است ، بى مورد و اجتهادى در مقابل نص است .
حاجى نورى كه بزرگترين محدث شيعه در سدهء اخير است و مستدرك الوسائل ، شاهد صدقى بر تضلّع و تخصص وى در اين زمينه است ، مىفرمايد : سياق احاديث روضه و ساير كتب كافى يكى است ، و اضافه مىكند كه از قديم و جديد ، بزرگان شيعه ، چنان كه از اصول و فروع كافى نقل حديث مىكردهاند ، از روضه نيز نقل نمودهاند .
آرى روايات روضه از لحاظ محكمى متن و سند همسان فروع نيست ؛ زيرا اهتمامى را كه دانشمندان در صحت و وثاقت سند احاديث احكام داشته و دارند در احاديث فضائل و خطب كه بيشتر جنبه وعظ و ارشاد دارد ندارند ؛ زيرا طبق قاعدهء تسامح در ادلهء سنن كه فقها از احاديث « و من بلغ » « 3 » استفاده كردهاند ، در نقل رواياتى كه متضمن حكم
هامش
( 1 ) . به واسطهء شيخ مفيد از ابن قولويه از كلينى ( فهرست شيخ ، ص 135 ) .
( 2 ) . همان ، ص 135 .
( 3 ) . حديث « من بلغ » بدينسان نقل شده است : « من بلغه ثوابٌ من اللَّه على عمل فعمل ذلك العمل التماس ذلكالثواب اوتيه وان لم يكن الحديث كما بلغه » ، ( يعنى خداوند بر كسى كه حديثى راجع به ثواب عملى شنيده و براى درك ثواب مزبور آن عمل را به جا آورده ثواب آن كار را مىدهد گر چه حديث چنان كه شنيده است نباشد ) ، ( علم الحديث ، ص 127 ، چاپ دوم ، نقل از كافى ) .