شنيده و بعد از وفات وى بقيهء روايات او را از شاگردانش اخذ كرده است .
البته مظنون آن است كه واسطه در اين اسناد از قلم ناسخان سهوا افتاده يا مصنف به روش معلوم خود در روايت با واسطه از سهل اعتماد ورزيده و سند را معلّق نموده يا تعليق به اعتماد اسناد دور دست مىباشد .
البته احتمال ديگرى هم در برخى موارد مىرود كه در ترتيب احاديث كتاب جابهجايى صورت گرفته باشد .
بهر حال با عنايت به پراكندگى اين اسناد ، احتمال شاگردى كلينى نسبت به سهل ، بعيد مىنمايد .
« بإسناده » در اسناد كافى عبارت « بإسناده » در اسناد كافى به دو گونه است :
گونهء اول : در آغاز سند واقع است .
گونهء دوم : در ميانهء سند قرار گرفته است .
« بإسناده » در آغاز اسناد كافى
اين تعبير در اسناد زيادى آغازگر حديث مىباشد ، قرائن همچون ظاهر سياق احاديث و مصادر ديگرى كه روايت را نقل كردهاند نشان مىدهد كه اين عبارت به معناى « بهذا الإسناد » مىباشد .
توضيح اين كه پس از اين عبارت گاه نام راوى قرار مىگيرد همچون و بإسناده عن على بن أبى حمزة « 1 » و گاه نام معصوم عليه السلام ، همچون و بإسناده قال قال رسول اللَّه صلى الله عليه و آله . « 2 »
در قسم نخست در تمامى موارد در سند قبل نام راوى آغاز سند مورد بحث آمده است ، اين امر نشان مىدهد كه مراد از « بإسناده » اشاره به سند قبل است كه هماره نام راوى در سند قبل آمده نمىتواند تصادفى باشد .
به عنوان نمونه : محمد بن يحيى عن أحمد بن محمد عن ابن محبوب عن مالك بن عطية . . . . « 3 »
هامش
( 1 ) . كافى ، ج 4 ، ص 502 ، ح 5 .
( 2 ) . كافى ، ج 2 ، ص 79 ، ح 6 ، و ص 263 ، ح 14 و ص 295 ، ح 8 و موارد ديگر .
( 3 ) . كافى ، ج 6 ، ص 188 ، ح 13 .