تخطي إلى المحتوى الرئيسي

شناخت نامهء كلينى و الكافى ( فارسى ) — صفحة 219

مساهمون:

ص٢١٩
كه كلينى براى شكوفايى انديشهء خدايى خود از آنها بهره جسته است در حدود سى و پنج نفر مىباشند . بى شك همهء استادان كلينى در تشكل شخصيت او نقش داشته‌اند اما در اين ميان به رادمردى برمىخوريم كه كلينى را با او و او را با كلينى مىشناسيم . كسى كه نامش در يك سوم سلسله سندهاى روايات كافى است . شخصيتى كه نامش با كافى جاودانه شد . محدثى كه در اسناد بيش از هفت هزار و يكصد و چهل روايت ( 7140 ) چون ستاره مىدرخشد . « 1 » او على بن ابراهيم قمى است كه كتاب تفسير او پايهء تفسيرهاى تشيع گرديد . و شايد اگر كلينى پروانه‌وار به گرد شمع وجود او نمىچرخيد و او را لحظه‌اى چه در حال بيمارى و چه سلامت در خانه و مدرسه رها مىكرد و از او غافل مىماند ، روايات و احاديثى كه سلسله سندش به او ختم مىشود چون ديگر آثار او براى هميشه از ميان مىرفت . اما كلينى اين اقيانوس حديث را رها نساخت . او كه تشنهء كلام اهل بيت عليهم السلام بود جرعه جرعه نوشيد و به اين نوشيدن اكتفا نكرد بلكه دريايى از اين كوثر عشق را براى شيعيان پس از خود به يادگار نهاد .

هجرتى ديگر

گرچه قم مركز تشيع به شمار مىرفت و هر جويندهء كلام اهل بيت عليهم السلام را سيراب مىكرد اما عطش سيرىناپذير كلينى او را بر آن داشت تا آن ديار مقدس را به اميد يافتن روايات و احاديث ناشنيده ترك كند . او روستاها و شهرهاى بى شمارى را پشت سر نهاد و هر جا محدثى مىيافت از او حديث فرا مىگرفت . كوفه يكى از شهرهايى بود كه كلينى به آن قدم نهاد . در آن زمان كوفه يكى از مراكز بزرگ علمى به شمار مىرفت و كمتر محدث و يا محققى بود كه در سفرهاى خود به آن شهر وارد نشده و از محضر عالمان آن‌جا استفاده‌اى نكرده باشد . كوفه در حقيقت جاى تبادل نظر و نقطهء آغاز در جهان اسلام به شمار مىرفت كه
هامش
( 1 ) . معجم رجال الحديث ، آيت اللَّه خويى ، ج 11 ، ص 194 .