نيست ، امّا سنّت است كه تا شام ، ديگر چيزى نخورد و امساك نمايد .
و هرگاه كسى صحيح باشد ، امّا يقين يا ظنّ غالب داشته باشد كه روزه گرفتن آن باعث حصول مرضى مىشود ، باز اقوى آن است كه روزه بر او واجب نيست .
پنجم : حاضر بودن
پس هر كه در سفر باشد ، روزه بر او واجب نيست ؛ خواه روزهء ماه رمضان بوده باشد يا غير آن ، مگر آنچه استثنا شده است كه در مطلب سيم مذكور خواهد شد « 1 » .
و در حكم حاضر بودن است قصد اقامت ده روز .
و ساير متعلّقات و احكام و مسائل مسافر در مطلب سيم بيان خواهد شد « 2 » .
و هرگاه در سفر باشد و پيش از ظهر وارد خانهء خود يا منزلى كه در آن قصد اقامت ده روز دارد بشود ، روزهء آن روز بر او واجب است ، هرگاه چيزى نخورده باشد . و هرگاه چيزى خورده باشد ، سنّت است كه تا شام آن روز امساك كند . و همچنين واجب است روزهء روزى كه بعد از ظهر آن روز سفر مىكند .
و در اينجا دو مسأله است كه بايد ذكر شود :
مسألهء اول : بدان كه بالغ شدنى كه باعث وجوب روزه و ساير عبادات مىشود ، به چند چيز شناخته مىشود :
اول : به بيرون آمدن منى ؛ خواه زن باشد و خواه مرد باشد ، و خواه بيرون آمدن به جماع باشد يا به غير آن ، و خواه در خواب باشد يا بيدارى .
و هرگاه پسرى گمان كند كه منى از او بيرون مىآيد ، بر او لازم نيست كه متعرّض او شود و در صدد امتحان برآيد .
و هرگاه پسرى منى در جامهء مختصّى خود ببيند ، حكم مىشود به بلوغ او . و هرگاه در جامهء مشترك باشد ، حكم به بلوغ آن نمىشود .
دويم : به روييدن مويى زبر از زهار ؛ خواه پسر باشد ، يا دختر .
هامش
( 1 ) . ر . ك : ص 115 ، مسألهء اوّل از مقام دوّم .
( 2 ) . ر . ك : ص 111 و پس از آن .