نخورده باشد ، روزه بر او واجب نيست ، بنابر اظهر ، اگر چه احوط آن است كه آن روز را نيّت روزه بكند .
دويم : عاقل بودن
پس واجب نمىشود روزه بر ديوانه ، مگر هرگاه پيش از صبح بالغ شود . و هرگاه بعد از صبح عاقل شود ، باز بنابر اظهر روزه بر او واجب نيست و اگر چه احوط آن است كه هرگاه چيزى نخورده باشد ، نيّت روزه بكند .
و همچنين واجب نيست به بيهوش . و در واجب بودن قضا بر او و هرگاه پيش از بيهوشى نيّت روزه نكرده باشد ، خلاف است و بعد از اين مذكور خواهد شد « 1 » .
سيم : خالى بودن از حيض و نفاس در مجموع روز
پس اگر در جزوى از روز حايض شود ، يا نفاس به هم رسد ، روزهء آن روز بر او واجب نيست .
و استحاضه مانند حيض و نفاس نيست ، بلكه روزه بر صاحب استحاضه واجب است ؛ خواه استحاضهء قليله باشد يا كثيره . بلى ، هرگاه در كثيره اغسالى را كه سابق بر اين مذكور شد نكند ، روزهء او صحيح نيست ، همچنان كه گذشت « 2 » .
چهارم : صحيح بودن از مرض
پس هر كه مريض باشد و روزه گرفتن باعث اذيّت رسيدن به او باشد - به تفصيلى كه مذكور شد « 3 » - روزه بر او واجب نيست . و همچنين است هرگاه مرض در اواخر روز هم رسد و امساك كردن باعث اذيّت رسيدن باشد .
و هرگاه پيش از زوال مرض او رفع شود و امرى كه باعث بطلان روزه مىشود به عمل نياورده باشد ، روزهء آن روز بر او واجب است . و اگر امرى كه باعث بطلان روزه مىشود به عمل آورده باشد ، يا بعد از زوال مرض او رفع شود ، روزهء آن روز واجب
هامش
( 1 ) . ر . ك : ص 123 ، مسأله چهارم .
( 2 ) . ر . ك : ص 37 .
( 3 ) . ر . ك : ص 67 .