بىگناهان و از ساير حركات كه اثر اخروى و دنيوى بر وجه حلال بر آن مترتّب نشود ، بلكه آن را مشغول كنى به برداشتن قرآن ، يا دعا ، يا به حركات عبادت ، يا به تصدّق دادن ، يا به كتابت نمودن آنچه راجح است شرعا ، يا به بلند كردن به سوى قاضى الحاجات .
و پا را نگهدارى از رفتن بجايى كه نبايد رفت از خانهء ظالمان ، و از براى رعايت كردن در حقّ بىگناهان و افساد كردن در ميان مردمان و از جهت تحصيل كردن مال حرام .
و نگهدارى شكم را در وقت افطار از حرام و مشتبهات .
و دل را نگهدارى از جملهء ملكات ذميمه ، از حسد و عداوت و كينهء مسلمانان و نفاق با مردمان و غشّ و تلبيس و مكر و حيله و كبر و عجب و ريا كردن در عبادت ، و از فرح و سرور به ضرر رسيدن به مسلمانى ، و از خيالات فاسده و وساوس شيطانيّه ، بلكه او را مشغول بسازى به ذكر خدا يا به تفكّر و تدبّر در علوم و مسائل ، يا در معانى قرآن و احاديث و دعا ، يا به تأمّل در عجايب صنع پروردگار ، يا در اعمال و افعال خود كه چه كرده است و چه از من خواستهاند و عاقبت امر من به كجا خواهد رسيد و امثال اين امور .
و قول حضرت كه فرموده : « الصّوم جنّة من النار » « 1 » ؛ يعنى روزه سپرى است از آتش جهنّم ، اشاره به اين قسم از روزه است .
قسم سيم : آن است كه با وجود امساك كردن از آنچه مذكور شد ، از جميع ما سوى اللّه اعراض كنى و دل را از غير معبود بپوشانى و هيچ چيز غير از پروردگار در نظر تو نباشد ، به احدى غير او التفات نكنى و به مضمون
( قُلِ اللَّهُ ثُمَّ ذَرْهُمْ فِي خَوْضِهِمْ يَلْعَبُونَ )
« 2 » برخورى و عمل نمايى .
و بعضى گفتهاند : اين قسم از روزه اشاره است به آنچه در حديث قدسى وارد شده
هامش
( 1 ) . الكافي 4 : 62 / 1 ؛ الفقيه 2 : 44 / 196 ؛ وسائل الشيعة 10 : 395 / 1 .
( 2 ) . الأنعام ( 6 ) : 91 .