« به درستى كه شنيدم از پدرم كه رسول خدا شنيد كه زنى در ايّام روزه كنيز خود را دشنام داد . حضرت طعامى طلبيد و آن زن را حاضر نمود و فرمود كه بخور . گفت كه روزهام . حضرت فرمود : چگونه روزهاى كه كنيزك خود را دشنام دادى ؟ روزه از خوردن و آشاميدن تنها نيست ، بلكه حق تعالى روزه را حجاب امور قبيحه - چه از كردار بد و چه از گفتار بد - گردانيده است . چه بسيار كماند روزهداران و بسيارند گرسنگى كشندگان » « 1 » .
و حضرت امير المؤمنين عليه السّلام فرمود : « چه بسيار روزهدارى كه بهرهاى نيست او را از روزه ، به غير از تشنگى و گرسنگى ، و چه بسيار عبادت كنندهاى كه نيست او را بهرهاى به غير از تعب . اى خوشا خواب زيركان ، كه بهتر است از بيدارى و عبادت احمقان ، و خوشا افطار كردن زيركان كه بهتر از روزه داشتن بىخردان است » « 2 » .
كه [ روزهء ] مقرّبان چون به نيّت صحيح و قلب طاهر واقع مىشود ، از جملهء عبادات ايشان است ، بلكه ارواح ايشان در عالم قدس با ارواح انبياء و اوصياء و خلّصان و مؤمنان محشور مىگردند ، بلكه به اسرار غيب به رؤياى صادقه مطّلع مىشوند . و افطار خردمندان چون از روى دانايى است و به وجهى كه حق تعالى خواسته افطار مىنمايند ، بهتر است از روزههاى احمقان كه روزه را دستگاه خودفروشى كردهاند و به ريا و عجب ممزوج مىكنند و به شرايط روزه عمل نمىنمايند .
و بدان كه علماء گفتهاند كه روزه بر سه قسم است :
قسم اول : آن است كه همين امساك كنى از مأكول و مشروب و ساير آنچه باعث بطلان روزه و وجوب قضا مىشود ، امّا از صدور معاصى مضايقه نكنى و در اداى وظايف طاعات و عبادات كوتاهى نمايى . و اين روزهء غالب عوام است و حاصل و فايدهء آن جز گرسنگى و تشنگى ، ديگر چيزى نيست .
و جناب سيّد رسل صلّى اللّه عليه و آله به اين قسم از روزه اشاره فرموده به قول خود كه : « ربّ
هامش
( 1 ) . الكافي 4 : 87 / 3 ؛ وسائل الشيعة 10 : 162 / 3 .
( 2 ) . نهج البلاغه ، كلمات قصار ، ح 145 .