ندارند و اكثر آنها تخيّلات شعريّه و خيالات و هميّه هستند و مشتملاند بر كذب و بعضى از معانى كه واقعيّت ندارند ، همچنان كه قاعدهء اكثر شعر هست ، مكروه است مطلقا ؛ خواه در حكمت و نصيحت و موعظه و مدح اهل بيت عليهم السّلام و مرثيه باشد ، يا در غير اينها . و هر شعرى كه مشتمل بر كذب و اغراق و خيالات موهوم شعرا نباشد ، بلكه معانى آن امورى باشد كه در خارج و واقع تحقيقى داشته باشد ، پس اگر در حكم و مصالح و مواعظ و نصايح و مدح اهل بيت عليهم السّلام و مرثيهء ايشان باشد ، مكروه نيست و اگر در غير اينها باشد ، باز مكروه است .
و خلاصه آنكه هر شعرى كه در بيان حكمت و موعظه و مدح اهل بيت عليهم السّلام يا مرثيهء ايشان باشد و در آن كذب و اغراق و خيالات وهميّهء شعرا نباشد ، مكروه نيست و ساير اقسام شعر ، همه مكروه است .
دوازدهم : چشيدن طعام بدون فرو بردن
، از براى كسى كه حاجتى به آن ندارد و مستغنى است .
سيزدهم : خاييدن علك
« 1 » و امثال اينها .
چهاردهم : جدال و نزاع كردن و قسم خوردن
، اگر چه راست باشد .
و بدان كه روزهدار بايد خود را از بعضى امور ديگر نگاه دارد ، كه ذكر آنها - إن شاء اللّه - در فصل آداب صائم مذكور خواهد شد « 2 » .
هامش
( 1 ) . يعنى : جويدن سقز و آدامس .
( 2 ) . ر . ك : فصل چهارم .