اجاره ، و روزهء كفّاره ، و روزهء بدل هدى و نحر .
شكّى نيست كه در قسم اول - كه روزهء سنّتى باشد - هرگاه آن را باطل كنند ، مطلقا كفّاره لازم نمىشود ، و خلافى در اين نيست . و همچنين در چهار قسم از روزهء واجب ، هرگاه باطل كرده شود ، كفّاره لازم نمىشود ، بلا شك . و آن ، روزهء نذر غير معيّن است و روزهء اجاره و روزهء كفّاره و روزهء بدل هدى يا نحر .
و امّا در چهار قسم ديگر ، پس واجب مىشود كفّاره در افطار كردن در روزهء ماه مبارك رمضان بالاتفاق ، و خلافى در آن نيست . و همچنين شكّى نيست در اينكه در روزهء نذر معيّن يا عهد معيّن يا قسم ، هرگاه كسى افطار كند ، كفّاره واجب مىشود . و همچنين است در روزهء اعتكاف ، هرگاه به جماع افطار كرده باشد .
و امّا در روزهء قضاى ماه مبارك رمضان ، پس شكّى نيست در اينكه در پيش از ظهر هرگاه باطل كرده شود ، كفّاره واجب نمىشود ، و امّا هرگاه بعد از ظهر كسى افطار كند ، پس در آن خلاف است و اقوى آن است كه كفّاره واجب مىشود .
و در اينكه آيا وجوب كفّاره در اين صورت مخصوص است به كسى كه قضاى روزهء ماه رمضان را از براى خود بگيرد ، يا اينكه هرگاه كسى قضاى ماه مبارك رمضان را از جهت غير بگيرد - مانند ولى كه قضا از جهت ميّت كند - نيز اين حكم را دارد ؟ اشكال است و اول اظهر است ، اگر چه ثانى احوط است .
مقام دويم : در بيان مقدار كفّارهء روزه
و در آن چهار مسأله است :
مسألهء اول :
بدان كه در كفّارهء افطار كردن در روزهء ماه رمضان خلاف است . و مشهور « 1 » آن است كه كفّارهء آن ، يا آزاد كردن يك بنده ، يا روزه گرفتن دو ماه پىدرپى ، يا اطعام كردن شصت نفر مسكين است . و آدمى مخيّر است كه از اين سه ، هر يك را كه خواهد ، اختيار كند و به عمل آورد .
هامش
( 1 ) . ن . ك : السرائر 1 : 376 ؛ غنية النزوع : 571 .