تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تذكرة الأحباب ( فارسى ) — صفحة 103

مساهمون:

ص١٠٣

چهارم : روزهء صمت .

و آن روزه‌اى « 1 » است كه علاوه بر نيّت روزه ، نيّت كند كه تا شام حرف نزند . هرگاه چنين نيتى بكند ، مشهور ميان علماء آن است كه علاوه بر آنكه فعل حرام كرده ، روزهء او نيز باطل مىشود . و بعضى احتمال داده‌اند كه همين فعل حرام كرده باشد و روزه باطل نشود « 2 » . و اين اظهر است ، اگر چه قول اول نيز دور نيست . و هرگاه با نيّت روزه ضمّ كند كه در بعضى از روز حرف نزند ، احتمال مىرود كه حرام نباشد ، به جهت اينكه اخبارى كه تواند حجّت باشد ، در آنها تصريح شده است به حرمت حرف نزدن تا شام « 3 » . و ظاهر آن است كه حرام باشد نيّت حرف نزدن تا شام ، اگر چه با قصد روزه نباشد ، مگر اينكه به جهت اين نيّت را بكند كه شرعا رجحانى داشته باشد .

پنجم : روزهء وصال .

و روزهء وصال آن است كه نيّت كند كه روز را روزه بگيرد تا وقت سحر و در سحر افطار كند . و هرگاه چنين نيّت كند ، علاوه بر اينكه فعل حرام كرده است ، روزهء او نيز باطل است . و بعضى از فقهاء گفته‌اند كه روزهء وصال آن است كه دو روز و يك شب روزه بگيرد كه در يك شب مطلقا افطار نكند و روز قبل و بعد آن را - هر دو - روزه بگيرد « 4 » . و ظاهر آن است كه اين نيز حرام باشد ، اگر چه اقوى آن است كه معناى روزهء وصال ، همان اول است . و مخفى نماند كه حرام بودن در صورتى است كه افطار نكردن آن تا سحر به نيّت روزه باشد ، امّا اگر افطار نكردن به جهتى ديگر باشد ، مانند انتظار شخصى ، يا مشغول
هامش
( 1 ) . در نسخه‌ها « روزى » آمده است . ( 2 ) . عاملى در مدارك الأحكام 5 : 282 . ( 3 ) . ن . ك : وسائل الشيعة 10 : 533 ، باب 5 از ابواب الصوم المحرم / 1 و 3 . ( 4 ) . شيخ طوسى در الاقتصاد : 293 ، ابن ادريس در السرائر 1 : 420 ، محقّق در المعتبر 2 : 714 .
تذكرة الأحباب ( فارسى ) — صفحة 103 | المحقق النراقي