تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تحفه رضويه ( فارسى ) — صفحة 72

مساهمون:

ص٧٢
است آب رسانيده شود تا ازالهء اجزاى نجسه بشود . پس اگر به آب قليل به معونت دست ماليدن ممكن باشد ، فهو المراد و الّا ، فرو بردن آن به آب كر يا جارى لازم است .

مسألهء هفتم :

هرگاه خمير نجس را نازك كنند و در آب كرّ يا جارى بگذارند ، به نحوى كه آب به جميع اجزاى آن برسد ، پاك مىشود . و بعضى « 1 » در اين تأمل دارند « 2 » . و اگر از آن نان خشك بپزند يا بعد از پختن ، آن را خشك كنند و در آب كرّ يا جارى بگذارند به نحوى كه آب به جميع اجزاى آن برسد ، بىشبهه پاك مىشود .

مسألهء هشتم :

جامه [ اى ] كه به چيز نجس رنگ شده باشد ، هرگاه آن را به آب كرّ يا جارى بگذارند كه آب به جميع اجزاى آن برسد ، در پاك شدن آن شبهه‌اى نيست . و اگر به آب قليل آن را طهارت دهند ، بايد آب بر آن ريخته شود به نحوى كه آب به جميع اجزاى آن رنگ برسد . و باقى بودن رنگ مانعى ندارد ؛ زيرا كه قدر واجب در ازالهء هر نجاستى ، رفع شدن عين آن نجاست است و باقى بودن رنگ آن مانع ندارد . و همچنين است حكم ليقهء مركّب نجس ، به شرطى كه اگر طهارت آن را به آب قليل دهند ، اجزاى آن را متفرق كنند كه آب پاك به هر جزئى از آن برسد .

مسألهء نهم :

هرگاه زمينى نجس شود ، شبهه‌اى نيست در پاك شدن آن به جارى ساختن آب كرّ يا جارى يا باران پىدرپى بر آن ، به شرطى كه ازالهء عين نجاست را بكند . و همچنين شبهه‌اى نيست در پاك شدن آن از آب قليل ، به شرطى كه غسالهء آن ، يعنى آبى كه بر آن ريخته شده از محل نجس به موضعى ديگر اخراج شود ، كه در اين صورت ، آن محل پاك مىشود ، و اگر چه به آن موضع ديگر كه غساله به آنجا رفته نجس مىشود . و ظاهر آن است كه زمين نجس از ريختن آب قليل قاهر و مستولى پاك شود ، و اگر چه غساله از آن محل به محلى ديگر اخراج نشود ؛ زيرا كه اظهر
هامش
( 1 ) . منتهى المطلب 3 : 289 . ( 2 ) . تأمل بعض در اين است كه رسيدن آب به اجزاى باطن خمير ، بعيد است و اين تأمل ، بىجا نيست . ( احمد )