خون بيرون آمده باشد ، كه اگر قدر معتاد از خون بيرون نيامده باشد ، به جهت اين كه به نفس كشيدن خون را به باطن خود جذب كرده باشد ، يا در زمين منحدرى كه سر او در بالا بوده باشد ذبح شده باشد ، در اين صورت خونى كه در اعضاى او مىماند ، پاك نخواهد بود . و اگر به قدر معتاد بيرون آمده باشد ، آن چه باقى مىماند پاك و حلال است ؛ خواه در شكم او باقى مانده باشد يا در ميان گوشت او . و پاك بودن او موقوف نيست بر شستن محل ذبح كه حلقوم باشد ، بلكه هرگاه بعد از بيرون آمدن خون معتاد ، مذبح حيوان را نشويند ، آن خون باقى مانده پاك است .
بلى ، پاك شدن محل ذبح كه حلقوم است ، موقوف بر شستن است .
و خون سپرز كه در آن مستقر است ، حرام است و در پاكى و نجاست آن خلاف است و احوط اجتناب است .
و خونى « 1 » كه از نطفهء حيوانات به هم مىرسد و آن را علقه گويند نجس است .
و چرك و آبى كه از جراحات به هم مىرسد پاك است ، مگر آن كه خونى با آن مخلوط باشد ، كه در اين صورت نجس است .
و هرگاه در خونى شك به هم برسد كه آيا از خونهاى پاك يا از خونهاى نجس است ، شرعا حكم به طهارت آن مىشود .
پنجم ، مردهء هر حيوانى است كه نفس سائله داشته باشد
. و جميع اجزاى مرده نجس است ، مگر اجزايى كه حس نداشته باشد و آن اجزا پشم است و مو و كرك و استخوان و شاخ و سم و دندان و پر و ناخن ، به شرطى كه از حيوان نجس العين نباشد .
پس هر يك از اين اجزا كه از نجس العين ، يعنى سگ يا خوك يا كافر باشد ، نجس است .
و در اينجا چند مسأله است كه بايد اشاره به آن شود :
مسألهء اول : پشم و مو و كرك و پر ، هرگاه از حيوان مرده كنده شود ، موضع اتصال
هامش
( 1 ) . در نسخهء « ب » « و خون بستهاى » .