گيرد ، آن نمازى را كه از سر گرفته بىصورت خواهد بود و مجزى از نماز احتياط نخواهد بود و اصل نماز از ذمّهء او ساقط نشده خواهد بود ؛ زيرا كه نمازى كه از سر گرفته نمازى است كه آن را به خلاف شرع كرده و بنابراين ، نماز ، فعلى منافى خواهد بود ، كه در ميان نماز اصل و نماز احتياط واقع شده است . لهذا اگر فعل منافى در ميان نماز اصل و نماز احتياط واقع شود ، باعث بطلان نماز اصل باشد ، واجب است كه بعد از نمازى كه از سر گرفته و مبطل نماز اصل شده ، دوباره نماز اعاده شود .
و اگر فعل منافى در ما بين نماز اصل و نماز احتياط ، مبطل نماز اصل نباشد ، واجب است كه همين نماز احتياط را به جا آورد كه نماز اصل به آن تمام شود و نمازى كه از سر كرده فعل لغوى خواهد بود .
و همچنين است حكم اجزايى از نماز كه فراموش شده باشد و بايد بعد از نماز به جا آورده شود ، چون سجده و تشهّد ؛ يعنى اگر كسى آنها را به جا نياورده و نماز را از سر گيرد ، آن نماز باطل خواهد بود و بر ذمّهء او نماز باقى خواهد بود و باقى آن چه مذكور شد نيز در آن جارى است .
و اگر بر كسى نماز احتياط لازم شود و آن را واگذارد و نمازى ديگر را بكند ، آن نماز باطل خواهد بود ؛ خواه نماز واجبى باشد يا نماز سنّتى ، و گناه نيز كرده خواهد بود .
و اگر بر كسى نماز احتياط واجب شود ، در جايى « 1 » كه وقت فريضهء ديگر تنگ باشد ، كه اگر نماز احتياط را به جا آورد وقت آن فريضه درگذرد ، مثل اين كه احتياط نماز ظهر بر او واجب شود و در وقتى باشد كه اين قدر به مغرب مانده باشد كه اگر نماز احتياط را به جا آورد به قدر يك ركعت وقت از براى نماز عصر در نيابد ، در اين صورت واجب است كه نماز عصر را بكند « 2 » و بعد از آن ، نماز احتياط را قضا كند . و
هامش
( 1 ) . در نسخهء « ب » : « در حالتى » .
( 2 ) . احتياط آن است كه در اين صورت ، بعد از نماز عصر و نماز احتياط ، نماز ظهر را قضا كند . ( احمد )