نماز كردن و اگر نماز بر روى آن نكند بهتر است . و جايز نيست كه در وقت خوابيدن آن را بر خود اندازد .
شرط پنجم : در لباس آن است كه طلا نباشد .
و اين شرط نيز مخصوص مردان است و زنان را لباس طلا پوشيدن و در آن نماز كردن جايز است . و طلا نيز مانند حرير است كه هرگاه لباس يا جزء لباس شود ، پوشيدن آن بر مردان حرام است ؛ خواه ساتر عورت باشد يا نه ، و تفصيل آن به نحوى است كه در حرير مذكور شد . و در لباس طلا فرقى نيست كه نخهايى كه آن لباس از آن درست شده ، همه آن طلا باشد يا طلا را بر روى آن ماليده باشند . و همراه داشتن طلا ، خواه مسكوك باشد يا غير مسكوك در وقت نماز ، مانعى ندارد و از جهك و پهن و قيطون طلا احتياط لازم است ، و احوط اجتناب است از انگشتر و تكمه طلا .
شرط ششم : از شروط لباس مصلّى آن است كه غصبى نباشد
، بلكه ملك مصلّى باشد به حسب عين يا منفعت ، يا مأذون باشد از جانب مالك كه آن را بپوشد و در آن نماز كند ، به اذن صريح يا اذن فحوى يا شاهد حال ؛ يعنى قراين و احوالى كه مفيد علم قطعى باشد ، دلالت كند كه مالك راضى است به پوشيدن آن و نماز كردن در آن .
و اقوى آن است كه در مطلق لباس غصبى نماز جايز نيست ؛ خواه ساتر عورت باشد يا نه . بلكه اگر سجاف يا تكمه يا ريسمانى كه جامه به آن دوخته شده غصبى باشد ، نماز به آن جايز نيست . بلكه اظهر در نظر حقير آن است كه همراه داشتن هر چيز مغصوب در نماز و اگر چه پولى غصبى باشد باعث بطلان نماز است در وسعت وقت . و اكثر بر آناند كه اين ، باعث بطلان نماز نيست .
و خلافى نيست در اين كه بر روى فرش غصبى نماز كردن يا سجده كردن باعث بطلان نماز است .
و باطل بودن نماز در جامهء غصبى در صورتى است كه علم داشته باشد كه آن غصبى است ؛ پس اگر جاهل به غصب باشد يا ابتدا مىدانست كه غصبى است و در وقت نماز كردن فراموش كرده ، نماز در آن باطل نيست ، بلكه صحيح است و اعادهء آن