مسألهء سيم : اول وقت نماز خفتن
، وقتى است كه قدر سه ركعت از غروب آفتاب بگذرد .
و بعضى « 1 » گفتهاند : اول وقت آن بر طرف شدن سرخى مغرب است و بدون عذر پيشتر كردن را جايز نمىدانند . و اول اقوى است و اگر چه دوم احوط است . و خلافى كه در اختصاص و اشتراك در ظهر و عصر مذكور شد در مغرب و عشا نيز جارى است . و حق آن است كه بعد از غروب آفتاب به قدر سه ركعت ، مخصوص نماز شام است . و بعد از آن ، وقت « 2 » مشترك است تا وقتى كه چهار ركعت به نصف شب باقى مانده باشد كه آن ، وقت مخصوص نماز خفتن است . و فوايد خلاف در اختصاص و اشتراك كه در ظهر و عصر مذكور شد ، در اينجا نيز جارى است .
مسألهء چهارم : در آخر وقت نماز خفتن
چند قول است ؛ و اقوى آن است كه آخر وقت فضيلت ، ثلث شب است . و آخر وقت اجزا از براى مختار ، نصف شب است . و آخر وقت مضطر تا طلوع صبح است . و احوط آن است كه چون به جهت اضطرار از نصف شب تأخير كند بعد از نصف شب تا صبح هر وقت بكند ، نيّت ادا و قضا نكند .
مسألهء پنجم : اول وقت نماز صبح
، ظهور صبح صادق است ، و آن سفيدى است كه بر افق پهن مىشود . و آخر وقت فضيلت آن ، وقتى است كه روشنى به هم رسد و سرخى از جانب مشرق ظاهر شود . و آخر وقت اجزاء از براى مختار و مضطر - بنابر اقوى - طلوع آفتاب است .
مسألهء ششم : وقت نافلهء مغرب
بعد از فراغ از نماز مغرب است تا وقتى كه سرخى مغرب بر طرف شود و سفيدى كه بعد از زوال سرخى باقى مىماند معتبر نيست .
هامش
( 1 ) . المقنعة : 93 ؛ النهاية : 59 ؛ المبسوط : 74 ؛ المراسم : 62 ؛ مختلف الشيعة 2 : 47 ، مسألهء 7 ؛ و ر . ك : مستند الشيعة 4 : 25 .
( 2 ) . از آن چه حقير اختيار كردم معلوم شد كه اشتراك وقت مغرب بعد از شفق ، مختصّ وقت صاحب عذر است و در اين صورت فوايد خلاف هم در بعضى صور ظاهر مىشود ؛ هم چنان كه بعد از تأمل ، ظاهر است . ( احمد )