بعضى « 1 » در ميان تيمم و وضو با مسح موضع مجروح ، مخيّر دانستهاند .
و بعضى « 2 » شستن حوالى آن موضع را كافى دانستهاند و مسح موضع را لازم ندانستهاند .
و اقوى آن است كه بايد وضو ساخته شود و موضع شكسته يا مجروح ، مسح شود .
بلى ، در جميع صورى كه بايد مسح شود ، خواه جبيره باشد يا نه ، اگر مسح كردن به جهتى متعذر باشد يا شستن حوالى آن ممكن نباشد ، تيمم لازم است . و با وجود امكان مسح و شستن حوالى ، حق آن است كه هر موضعى كه شكسته باشد يا مجروح باشد ، و اگر چه جراحت فصد باشد ، بايد مسح شود ؛ به تفصيل و شروطى كه مذكور شد . بلى ، اگر عضو مريض باشد نه شكسته و مجروح ، مثل جسمى كه درد آمده باشد يا دستى كه آن را باد گرفته باشد يا خلطى بر آن ريخته باشد و درد آمده باشد و از رسانيدن آب به آن متضرر شود ، در اين صورت مسح كردن بىصورت است و تيمم لازم است « 3 » .
و مخفى نماند كه اگر صاحب جبيره يا جراحت به نحو مذكور وضو سازد و نماز كند و آن وضو را داشته باشد كه عذر او زايل شود ، يعنى جراحت او خوب شود ، اعادهء نماز بر او لازم نيست ، به اتفاق جميع علما « 4 » . و حق آن است كه اعادهء وضو نيز لازم
هامش
( 1 ) . مدارك الأحكام 1 : 239 .
( 2 ) . ذكرى الشيعة 2 : 197 .
( 3 ) . مخفى نماند كه آن چه از اين مقام معلوم شد در فرق ميان موضع تيمم و جبيره ، آن است كه هر مكانى كه مسح كردن بر روى جراحت يا بر روى خرقه ممكن نباشد يا عضوى مريض باشد ، نه شكسته و مجروح ، بايد تيمم نمود و در ساير مواضع بايد جبيره كرد . و آن چه را كه فرمودهاند ، بهترين فرقهايى است كه فقها گفتهاند و صحيح است ، ليكن احتياط آن است كه اگر موضع ، مجروح يا شكسته باشد و بر آن جبيره باشد كه بتوان برداشت ، البته وضو به طريق جبيره ساخته شود . و اگر جبيره نباشد يا باشد و توان برداشت ، ليكن مسح بر جبيره يا عضو با شستن حوالى ممكن نباشد ، البته بايد تيمم نمود . و همچنين هرگاه عضوى مريض باشد نه شكسته و مجروح . و اما هرگاه عضو شكسته مجروح باشد و در آن موضع جبيره نباشد يا باشد و توان برداشت و رسانيدن آب مضر باشد و شستن حوالى ممكن نباشد ، در اين صورت احتياطا بايد وضوى جبيره با تيمم جمع شود . و اللّه اعلم . ( احمد )
( 4 ) . المبسوط 1 : 23 ؛ مختلف الشيعة 1 : 137 ، مسألهء 88 .