در كيفيت صفات بارى
مقدمه :
بدان كه جماعت اشاعره قايلند باينكه صفات الهى زايدند بر ذات او ، به اين معنى كه خداوند را ذاتى است علىحدّه و صفاتيست علىحدّه كه آن صفات قائم به آن ذاتند . مثلا : مىگويند ذات الهى غير از صفت علم است كه قائم به اوست ، و اين مذهب باطل است به سه جهت :
[ وجه اوّل : ] اينكه لازم مىآيد كه خداى تعالى مركّب باشد از دو چيز : ذات او و صفاتى كه زائد بر ذات اويند . و جناب الهى از تركيب منزّه است ، همچنانكه بعد از اين مذكور خواهد شد .
[ وجه دوّم : ] آنكه لازم مىآيد كه ذات در دانستن و اراده كردن و ساير صفات محتاج به آن صفت زايده باشد و ذات خالى ، كافى نباشد و اين باطل است زيرا كه ذات جناب اقدس الهى احتياج به هيچ چيز ديگر ندارد .
[ وجه سوّم : ] اينكه اين صفاتى كه غير از ذات الهى هستند يا قديماند يا حادث . و معنى قديم آن است كه : هميشه بوده است و وقتى نبوده است كه او نباشد ؛ و معنى حادث آن است كه : در وقتى نبوده است و بعد از آن به هم رسيده باشد ، و اين هر دو قسم باطلست ؛ زيرا كه صفاتى كه زايد بر ذاتاند اگر قديم باشد