تخطي إلى المحتوى الرئيسي

انيس الموحدين ( فارسى ) — صفحة 151

مساهمون:

ص١٥١
معصيت . « 22 » و علماى فريقين به طرق متعدّده ذكر كرده‌اند ، نزول اين آيه اختصاص به پنج تن « آل عبا » دارد و احتياج به ذكر طرق شيعه نيست ، ليكن دو سه طريق از كتب اهل سنّت ذكر مىكنيم از براى اتمام حجّت : از آن جمله « بخارى » و « مسلم » « 23 » كه از اعاظم اهل سنّت بوده‌اند هر يك در صحيح خود از « عايشه » نقل كرده‌اند كه « عايشه » مىگفت : « روزى در وقت صبح پيغمبر ( ص ) بيرون آمد و عبائى كه از موى سياه بود بر دوش مبارك آن حضرت بود . ناگاه حضرت امام حسن - عليه السلام - آمد ، پس حضرت رسول ( ص ) او را داخل در عبا كرد . پس حضرت امام حسين - عليه السلام - داخل شد ، پس
هامش
و ممكن است منظور مصنّف ( ره ) از « قذارت » و رجس ظاهرى افعال و اعمال ناهنجار ظاهرى باشد كه در ظاهر و خارج نمايان و ديده مىشود و اهل بيت ( ع ) از آنها پاكيزه بوده و هرگز پيرامون آنها نگرديده‌اند و مراد از « ارجاس باطنى » ، صفات معنويّهء كثيفه و رذيلهء خبيثه باشد ، مانند : حرص و حسد و طمع و كينه و عداوت و بخل و لئيمى و امثال آنها ؛ ولى اين معنى با فرمايش وى كه مىفرمايد : « و قذارت باطنى نيست مگر معصيت » ، نمىسازد ؛ زيرا غالب معاصى از قبيل افعال و اعمال ظاهرى و خارجى است . ( 22 ) . « قذارت » و چركى باطنى را منحصر به معصيت كردن خلاف آنست كه از آيهء شريفه نفى عموم قذارت باطنى استفاده مىشود ، چنانچه خود مصنّف ( ره ) بر آن تصريح فرمود و شايد منظورش اينست كه معصيت از افراد بارز عموم رجس است كه نفى شده و رجس شامل تمامى ارجاس باطنيّه از اوصاف رذيله و صفات مذمومهء معنويّه از جهل و نادانى و حرص و طمع و غباوت و غير آنهاست و خداوند از تمامى آنها اهل بيت ( ع ) را پاك گردانيده و مراد دفع رجس از اهل بيت ( ع ) است نه رفع آن ؛ زيرا رسول اللّه ( ص ) بالاجماع مشمول آيهء شريفه است ، پس زوجات خارج هستند قطعا و باتفاق امّت اسلامى حسنين - عليهما السلام - داخل حكم آيهء شريفه‌اند و هر دو در موقع نزول آيه نابالغ بودند پس دفع رجس مىباشد نه رفع ، منظور اشاره به چند مطلب مهم دربارهء آيهء شريفه بود و تفصيل را در تأليف خاص خود كه هنوز به طبع نرسيده ، مشروحا بيان كرده‌ام . ( 23 ) . « صحيح مسلم » ، كتاب ( فضائل الصحابة ) ؛ « مستدرك » ، حاكم ، ج 3 ، ص 147 ؛ « سنن بيهقى » ، ج 2 ، ص 149 ؛ طبرى در « جامع البيان » ج 22 ، ص 5 ؛ سيوطى در « الدر المنثور » در تفسير آيهء تطهير ؛ زمخشرى در « كشّاف » در تفسير آيهء مباهله ؛ و همچنين فخر الدين رازى و او گويد : « و اعلم ان هذه الرواية كالمتفق على صحتها بين اهل التفسير و الحديث . »