مصداق مفهوم آن كلمه نيست .
«
يَقُولُونَ إِنْ أُوتِيتُمْ هذا فَخُذُوهُ وَ إِنْ لَمْ تُؤْتَوْهُ فَاحْذَرُوا
- و مىگويند :
اگر شما را اينچنين گفت بپذيريد و گرنه از وى دورى گزينيد . » اين سؤال پيش مىآيد كه چرا اينان از اين دين جديد چيزى فرا نگرفتند آيا اين رسالت هدايت و نور نبود ؟
زيرا دلهايشان لبريز از عقايد و آراء عجيب و غريب و دور از حقيقت است آنان آن آراء و عقايد را برگزيدند تا اطماع و شهواتشان تحقق يابد از اين رو خداوند هم براى ايشان ضلالت را برگزيد و هر كه را خدا گمراه خواهد كس هدايت نتواند كرد .
«
وَ مَنْ يُرِدِ اللَّهُ فِتْنَتَهُ فَلَنْ تَمْلِكَ لَهُ مِنَ اللَّهِ شَيْئاً أُولئِكَ الَّذِينَ لَمْ يُرِدِ اللَّهُ أَنْ / 377 يُطَهِّرَ قُلُوبَهُمْ لَهُمْ فِي الدُّنْيا خِزْيٌ وَ لَهُمْ فِي الْآخِرَةِ عَذابٌ عَظِيمٌ
- و هر كس را كه خدا ضلالت او خواهد تلاش از قهر خدا رهايى نخواهى داد اينان كسانى هستند كه خدا نخواسته است كه دلهايشان را پاك گرداند . آنان را در دنيا خوارى و در آخرت عذاب بزرگ است . » از اين آيه برمىآيد كه پاك بودن دل شرط اوليهء هدايت خداوندى است .
[ 42 ] گروه گمراهى كه افكار مردم را فاسد مىكنند چند دستهاند :
عالم نمايان فاسق دينى و رجال دربارى و ملكداران بزرگ و امثال آنها . اينان كانون فسادند كه ضلالت اولين و آخرين در آنها جمع شده است ، زيرا اينان خود در جستجوى چنين ضلالتى هستند تا آن را ميان خود و دين چون پردهاى قرار دهند .
اينان :
«
سَمَّاعُونَ لِلْكَذِبِ
- گوش نهادگان بر دروغند . » مىدانند كه رسالت حامل نور و هدايت است و در نتيجه به مردم فرهنگى پربار و سالم اعطا مىكند و مردم نمىتوانند در پوچى و بىخبرى زندگى كنند ، پس بايد به خلق فرهنگ و آيينى باطل پردازند تا به خيال خود خلأ فكرى مردم را پر كنند و مردم ، آنان را صاحب رسالت به حساب آورند ، چه از لحاظ فكرى و چه از حيث