تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تفسير هدايت (فارسى) — صفحة 261

مساهمون:

ص٢٦١
يعنى كشتنش به سر بريدن نباشد به خفه كردن باشد . «
وَ الْمَوْقُوذَةُ
- يا به سنگ زده باشند . » و اين حيوانى است كه آن را با آلت غير برنده‌اى بكشند . مثلا با ضربات سنگ . «
وَ الْمُتَرَدِّيَةُ
- يا از بالا درافتاده باشد . » يعنى به جاى سر بريدن از بلندىاش بيفكنند تا بميرد . «
وَ النَّطِيحَةُ
- يا به شاخ حيوانى ديگر بميرد . » / 295 يعنى حيوانات ديگر او را به شاخ خود بزنند تا بميرد . «
وَ ما أَكَلَ السَّبُعُ إِلَّا ما ذَكَّيْتُمْ
- يا درندگان از آن خورده باشند . » يعنى درندگان او را زخمى كرده باشند و پيش از آنكه به طريق شرعى سرش را ببرند مرده باشد . «
وَ ما ذُبِحَ عَلَى النُّصُبِ
- و نيز هر چه بر آستان بتان ذبح شود . » يعنى براى خشنودى بتها - كه نه سود مىرسانند و نه زيان - قربانى شود . بر شما واجب است كه از خوردن چنين ذبيحه‌اى اجتناب كنيد زيرا اين ذبيحه به بت‌پرستى آلوده است و در نتيجه به شرك . «
وَ أَنْ تَسْتَقْسِمُوا بِالْأَزْلامِ
- و آنچه به وسيلهء تيرهاى قمار قسمت كنند . » و اين عادتى بود در جاهليت . بدين گونه كه چند نفر پولى روى هم مىگذاشتند و گوسفندى مىخريدند ولى تقسيم كردن آن عادلانه به نسبت پولى كه داده بودند نبود . چوبهايى مىآوردند و بر هر چوب نام جزئى از حيوان را مىنوشتند و در درون كيسه يا در شكم بت مىگذاشتند . سپس هر يك از آنها چشم بسته چوبى را بيرون مىآورد و هر چه بر آن نوشته شده بود سهم او مىشد . مثلا به يكى سر گوسفند تعلق مىگرفت و به يكى يك شقه از آن . و اين خود نوعى قمار بود و حرام . اين ذبيحه در اين حالت ، حرام بود زيرا او را به نام بتى كه هر يك از مشركان نام او را مىآورد و قرعه‌اى از شكم او يا از كيسه بيرون مىآورد ، كشته شده بود .