كشتند و مدعى شدند كه بر در دلهايشان قفل نهاده شده و نور ايمان بر آن داخل نمىشود ، در حالى آنان خود به سبب كفرشان بر در دلهايشان قفل / 243 نهاده بودند .
مثل ديگر : بنى اسرائيل عيسى را انكار كردند و به مادرش مريم تهمت زدند و نيز مدّعى شدند كه عيسى را كشتهاند در حالى كه او را نكشته بودند بلكه دربارهء او به اشتباه افتاده بودند و خداوند او را به سوى خود فرا برد و هر يك از آنها پيش از آنكه بميرد به مسيح ايمان خواهد آورد و انسان پيش از مردنش حق را آشكارا خواهد ديد .
آن سوى كفر اينان چه بود ؟ ظلمى كه خدا بسبب آن بسيارى از طيباتى را كه سابقا بر آنان حلال كرده بود حرام نمود .
ظلم خواه به شخصى خود باشد و خواه اجتماعى ، عامل اساسى كفر است .
ظلم به شخص خود چون شرابخوارى و ظلم اجتماعى چون منحرف كردن مردم از راه حق و رباخوارى و خوردن اموال مردم به باطل . همهء اينها سبب كفر مىشود و كفر سرانجامش عذاب اليم است .
شرح آيات :
[ 153 ] بر ما واجب است كه سخنان كفار - كه بدان تظاهر مىكنند - ما را نفريبد مخالفتشان با امر نبوت به اين سبب است كه هنوز از جهت فكرى قانع نشدهاند اينك پى در پى پيشنهادهايى مىكنند و مىپندارند كه اگر آنها برآورده شود ايمان خواهند آورد . بر ماست كه از انگيزهها و رغبتهاى اجتماعىشان پرده برگيريم .
بنى اسرائيل از پيامبر مىخواهند كه برايشان از آسمان كتابى غير از قرآن نازل كند . معلوم است كه آنها مىخواهند كه آن كتاب حاوى برخى افكار باشد يا كتابى مىخواهند مكتوب در الواح ، آن سان كه بر موسى عليه السلام نازل شده بود .
/ 244 اما اين درخواست تنها پردهاى بود براى پنهان داشتن كفرشان كه آن را هماهنگ با مصالح خود مىدانستند .