بكوشيم و با حرص آز و بخل مبارزه كنيم و به صلح و مدارا روى آوريم .
«
وَ إِنْ تُحْسِنُوا وَ تَتَّقُوا فَإِنَّ اللَّهَ كانَ بِما تَعْمَلُونَ خَبِيراً
- و اگر نيكى و پرهيزگارى كنيد ، خدا به هر چه مىكنيد آگاه است . » / 209 يعنى خدا آگاه است كه حقوق ديگران را حتى بيش از استحقاقشان ادا مىكنيد و درجهء اخلاص شما را مىداند . به هنگام گرفتن حقوق خود از آنها ، از خدا پروا كنيد و تنها ، زمانى چيزى را تصاحب كنيد كه يقين كنيد واقعا حق شماست .
تعدد زوجات
[ 129 ] مرد بهتر است كه بيش از يك زن نگيرد . زيرا اگر از يكى افزون شد وظيفهء شرعى حكم مىكند كه ميانشان به عدالت رفتار كند . ولى چه بسا يكى از آن دو زيباتر است و در اين حال طبع مايل به اوست و رعايت عدالت كارى صعب خواهد بود . تا كار به آنجا مىكشد كه به كلى مهر از يكى ببرد و سرگشته رهايش سازد . يعنى نه او را مانند يك همسر پذيرفته است كه همهء حقوقش را ادا كند نه او را طلاق گفته كه آزادانه بر حسب ميل خود زندگى كند .
«
وَ لَنْ تَسْتَطِيعُوا أَنْ تَعْدِلُوا بَيْنَ النِّساءِ وَ لَوْ حَرَصْتُمْ فَلا تَمِيلُوا كُلَّ الْمَيْلِ
- هر چند بكوشيد هرگز نتوانيد كه در ميان زنان به عدالت رفتار كنيد لكن يكباره به سوى يكى ميل نكنيد . » به عبارت ديگر اگر زن ديگر گرفتيد بايد فقط بر حسب مصلحت يا ضرورت باشد .
براى مثال هر گاه بيوه زنى را ديديد كه به حمايت زناشويى نياز دارد و كسى عهدهدار او نيست با او ازدواج كنيد يا در صورتى كه شمار زنان بسيار بيشتر از شمار مردان است يا به هر دليل ديگرى كه مشكلهاى اجتماعى پديد مىآورد - در صورتى كه تعدد زوجات در كار نباشد - يا هنگامى كه زن اوّل نازا يا بيمار يا سالمند باشد به گونهاى كه نتواند حقوق زناشويى را بربياورد .
امّا در وضع عادى كه گرفتن همسر دوم صرفا جنبهء شهوى يا تفنّنى دارد ،