بدون دادن مهر ازدواج كند ، ولى گاه زنان توانگرى هستند كه به سببى با مردان فقير ازدواج مىكنند آيا نبايد اين زنان از مهر خود صرف نظر كنند و آن را به شوهر خود ببخشند .
آرى ، زيرا اين با واقعگرايى قانونگذارى اسلامى موافق است . / 208 بنا بر اين گاه مصلحت زن در اين است كه همهء حقوق خود را مطالبه نكند و اين در چند مورد محتمل است :
1 - گاهى زن بر حسب مقتضيات زندگىاش استحقاق همه حقوق خود را ندارد ، مثلا زنى است پير و زشترو و سترون و از خاندانى پست و نادان . وقتى كه اين زن به مردى كه در همهء موارد بر خلاف اوست شوى مىكند مسلم است كه براى حفظ محبت شوهرش بايد از برخى از حقوق خود صرفنظر كند .
2 - گاه شوهر در موقعيت دشوارى است ، اگر زن بر او فشار آورد تا همهء حقوق خويش بستاند ، اى بسا مرد ناچار به طلاق شود . در اين صورت خير زن در اين است كه از پارهاى حقوق خود چشم بپوشد تا به پارهاى ديگر كه ضرورىتر است دست يابد .
3 - گاه شوهر مرد منحرفى است و در حقوق زوجهاش به او خيانت مىكند ولى زن اگر با همهء اين معايب با او بماند بدين اميد كه شايد روزگارى اصلاح شود بهتر از اين است كه سركشى كند و روابط زناشويى را به پايان رساند كه در آن صورت ضررش متوجه هر دو خواهد شد .
موارد استثنايى ديگرى هم هست كه زن به رضا و رغبت از پارهاى از حقوق خود مىگذرد و با شويش مصالحه مىكند . اين قانون آشتىطلبى زندگى زناشويى را تحملپذير و حتى شيرين مىكند .
«
وَ أُحْضِرَتِ الْأَنْفُسُ الشُّحَّ
- بخل و فرومايگى بر نفوس مردم غلبه دارد . » يعنى آزمندى و بخل و خست و خودخواهى بر نفوس مردم چيره شده از اين رو هر يك از دو طرف مىخواهد خود را به آب و آتش زند تا سهم بيشترى فراچنگ آرد . بر ماست كه همواره در نگهداشت و ادامهء روابط اجتماعى بيشتر از گسستن آن