كردن دستگاه رهبرى را دارند ، بدين گونه كه آنان را به انحاء مختلف استمالت و دلجويى مىكنند ، مثلا بخشى از منافعى را كه از غصب حقوق مردم حاصل كردهاند به آنان پيشكش مىكنند يا دستگاه رهبرى را در مبارزه عليه دشمنان داخلى يا خارجىاش تقويت مىنمايند ، يا تهديدش مىكنند كه اگر با آنان همدستى و همداستانى نداشته باشد به جبهههاى مخالف او خواهند پيوست در واقع خطر افتادن رهبرى در دام اينان خطرى عظيم است .
ايستادگى رهبرى در برابر امواج فشار يا تهديد و تحبيب اينان كارى صعب است / 184 مگر آنكه اعمالش بر پايهء اصول باشد و چنگ به ريسمان مستحكم رسالت زند تا به يارى ايزد تعالى قويدل و استوار در برابر هر انگيزهء خارجى مقاومت نمايد و فضل خداى تعالى همين است .
«
وَ لَوْ لا فَضْلُ اللَّهِ عَلَيْكَ وَ رَحْمَتُهُ لَهَمَّتْ طائِفَةٌ مِنْهُمْ أَنْ يُضِلُّوكَ
- اگر فضل و رحمت خدا شامل حال تو نبود گروهى از كافران قصد آن داشتند كه تو را گمراه كنند . » در واقع نقشه و هدف اين طايفه گمراه كردن و فريب دستگاه رهبرى بود ولى هنگامى كه در مقابل خود به ايمانى استوار چون كوهى سرفراز برخورد كردند از عزم خود منصرف شدند و چنان نمودند كه گويى چنان آهنگى در سر و چنان هوسى در دل نداشتهاند . و اين از موارد بلاغت قرآن است ، كه به « همّت » يعنى قصد كرد تعبير كرده در حالى كه نيت فريب هم چنان در دلشان جاى داشت .
«
وَ ما يُضِلُّونَ إِلَّا أَنْفُسَهُمْ
- و آنان جز خود را گمراه نكنند . » زيرا انسانى كه بخواهد انسان ديگر را گمراه كند هر بار گمراهى در وجود او رسوخ بيشترى خواهد يافت و چنين است صفات عقلى و روانى آدمى كه تو هر گاه بخواهى چيزى به كسى بياموزى بر علم تو افزوده شود و اگر بخواهى كسى را هدايت كنى خود راه هدايت را بيشتر خواهى شناخت .
«
وَ ما يَضُرُّونَكَ مِنْ شَيْءٍ
- و هيچ زيانى به تو نرسانند . » يا آنكه تو را تهديد مىكنند كه اگر تسليم خواستهاى آنها نشوى به جبههء