خداوند زمين را پهناور آفريده و مهاجر را اگر در راه ، مرگ فرانرسد به مأمن جديد خود خواهد رسيد و اگر در راه مرگش فرا رسد در برابر خود رحمت واسعهء خداوندى را خواهد يافت .
«
وَ مَنْ يُهاجِرْ فِي سَبِيلِ اللَّهِ يَجِدْ فِي الْأَرْضِ مُراغَماً كَثِيراً وَ سَعَةً
- و آن كس كه در راه خدا مهاجرت كند در روى زمين برخورداريهاى بسيار و گشايش خواهد يافت . » خاك بسيار خواهد يافت و خاك نيمى از تمدن انسان است . زيرا خاك جاى سكونت است و زراعت و سياحت و نيم ديگر آن آزادى است كه قرآن از آن به « سعه » گشادگى « گشايش » تعبير كرده است . در آنجا آدمى مىتواند در سايهء حريت از نيروهاى خاك بهره جويد و زندگى گوارايى داشته باشد .
«
وَ مَنْ يَخْرُجْ مِنْ بَيْتِهِ مُهاجِراً إِلَى اللَّهِ وَ رَسُولِهِ ثُمَّ يُدْرِكْهُ الْمَوْتُ فَقَدْ وَقَعَ أَجْرُهُ عَلَى اللَّهِ
- و هر كس از خانهء خويش بيرون آيد تا به سوى خدا و رسولش مهاجرت كند آن گاه مرگ او را دريابد مزدش بر عهدهء خداست . » زيرا او مهاجرت كرده تا به استحكام بنيان رسالت كوشد .
«
وَ كانَ اللَّهُ غَفُوراً رَحِيماً
- و خدا آمرزنده و مهربان است . » سخن آخر : يك نگاه به تاريخ ما را به نقش اساسى هجرت در تأسيس همهء تمدنهاى بزرگ در اغلب جنبشهاى / 164 اصلاحطلبانه و آزادىبخش در سراسر جهان آگاه مىكند . اهميت اسلام در اين است كه هجرت را يك وظيفهء مقدس دينى و قاعدهء اساسى در زندگى ايمان آورندگان قرار داده است . اين امر بقاء و توسعه و قدرت يافتن حركتهاى اصلاحطلبانه را در برابر تجاوز طاغوتيان تضمين مىكند و به نهضت ، برد جهانى مىدهد آن سان كه توانايى خواهد يافت تا با نيرو گرفتن از ملل ديگر طاغوتيان طاغى را تسليم خواست راهجويان طريق آزادى و پيشرفت گرداند .
اى كاش نيروهاى آزادىبخش اسلامى امروز به نقش اساسى هجرت آگاه مىشدند تا مبارزات خود را در سرزمينهاى آزادى متمركز كنند آن گاه براى رهايى ملتها از جاى بجنبند و قدم در راه نهند .