وظيفهء مستضعفان
[ 97 ] بر ملل مستضعف كه طاغيان طاغوتى با آنان به ظلم و استبداد رفتار مىكنند و آزاديشان سلب كردهاند واجب است كه عليه طاغيان بشورند . اگر نتوانند در سرزمين ستم به پيروزى رسند بايد به سرزمين ديگرى كه آزادى آنان را ضمانت مىكند مهاجرت كنند . طبعا در سايهء دولت اسلامى اراضى مسلمانان جايگاه حريت و مأواى مهاجران طالب حريت باشد . اينان از طريق مهاجرت موضع خود را مستحكم مىكنند . زيرا امت اسلامى رهايى ملل مستضعف تحت ستم را به گردن گرفته است . اين مهاجران آزادىخواه به زودى نيرومند مىشوند و براى رهايى سرزمين خود از يوغ طاغيان و اشغالگران دست به كار خواهند شد .
آنان كه در راه خدا مهاجرت نمىكنند و به موطن امن نمىروند و اين را بهانهء خود در ارتكاب گناهان و شركت در ستم و عدم مقاومت در برابر ستمكاران قرار مىدهند جايشان در آتش جهنم است . زيرا ستمديده و ستمگر در گناه يكسانند ، زيرا مظلوم مىتوانسته از خود دفع ستم كند و نكرده است .
«
إِنَّ الَّذِينَ تَوَفَّاهُمُ الْمَلائِكَةُ ظالِمِي أَنْفُسِهِمْ
- كسانى هستند كه فرشتگان جانشان را مىستانند در حالى كه بر خويشتن ستم كرده بودند . » / 161 اين ستم كردن بر خود يا بدين گونه است كه در برابر ستم ستمكارانى كه بر آنها ستم مىكردهاند مقاومت نكردهاند يا در زير فشار ستمكاران مرتكب گناه شدهاند .
«
قالُوا فِيمَ كُنْتُمْ
- از آنها مىپرسند : در چه كار بوديد . » يعنى زندگى را چگونه و در چه حال مىگذرانيديد . طبعا اينان در حالت رضا نمىزيستهاند و در طاعت خداوند هم نبودهاند ، زيرا در سايهء حكومت حاكمى ستم پيشه مىزيستهاند . ولى در پاسخ حالت خويش بيان نمىكنند تنها به اقامهء عذرها مىپردازند و اين عذرها به زودى مردود مىشود .
«
قالُوا كُنَّا مُسْتَضْعَفِينَ فِي الْأَرْضِ
- گويند ما در روى زمين مردمى