بوديم زبون گشته . » گويند ، زبون گشته و نمىگويند ناتوان . زيرا خداوند هيچكسى را ناتوان نيافريده ، بلكه مردم اگر ناتوانند خود در ناتوانى خود سهيم بودهاند يا يكديگر را به ورطه ناتوانى كشيدهاند :
«
قالُوا أَ لَمْ تَكُنْ أَرْضُ اللَّهِ واسِعَةً فَتُهاجِرُوا فِيها
- فرشتگان گويند : آيا زمين خدا پهناور نبود كه در آن مهاجرت كنيد . » تا زمانى كه زمين از آن خداست و مردم بندگان خدايند ، چرا بايد تنها در يك زمين زندگى كنند ؟ چرا بايد در برابر همانندان خود جبين عبوديت بر زمين سايند حتى اگر مورد ستم و سركوبى واقع شوند ؟ چنان كه على عليه السلام گفته است .
جزاى اينان شركت ايشان است در ستم ستمكاران بر آنان افزون بر جزاى گناهانشان . تا زمانى كه مىتوانند از سرزمين ستم مهاجرت كنند ، هرگز نمىتوانند فشار ستمكاران را بهانهء اعمال خود قرار دهند .
«
فَأُولئِكَ مَأْواهُمْ جَهَنَّمُ وَ ساءَتْ مَصِيراً
- مكان اينان جهنم است و سرانجامشان بد . »
مستضعفان و وظيفهء هجرت
[ 98 ] آرى ، گروهى از مستضعفان هستند كه نمىتوانند مهاجرت كنند / 162 خداوند ايشان را از مهاجرت از سرزمين ستم معاف داشته است .
«
إِلَّا الْمُسْتَضْعَفِينَ مِنَ الرِّجالِ وَ النِّساءِ وَ الْوِلْدانِ لا يَسْتَطِيعُونَ حِيلَةً وَ لا يَهْتَدُونَ سَبِيلًا
- مگر مردان و زنان و كودكان مستضعفى كه هيچ چارهاى نيابند و به هيچ جاى راه نبرند . » اينان مردان يا زنان ، يا جوانانى هستند و اين بدان معنى است كه هجرت بر همهء مردان و زنان و جوانانى كه قادر به هجرت هستند واجب است . بنا بر اين زنى كه خود به هجرت قادر است ولى شويش قادر به هجرت نيست بر او واجب است