شفاعت ابراهيم در حق پدرش نپذيرفت .
فرق شفاعت در اسلام و ديگر اديان بت پرستى و مسيحيت و يهود كه از راه خدا منحرف شدهاند در همين است . شفاعت اسلامى حتميت نمىشناسد و چيزى جز درخواست پيامبر از پروردگارش براى نزول رحمتش نيست . با آنكه پيامبر مستجاب الدعوة است ولى در اين مورد چنان نيست كه خداوند حتما دعاى او را مستجاب نمايد . بلكه گاه آن را رد مىكند ، زيرا اوست كه دانا و حكيم است .
اما شفاعت يا فداء در نزد بتپرستان و يهود و مسيحيان چيز ديگرى است ، آميخته به خطا ، زيرا آنها به تعدد خدايان و وجود شريكانى براى خداى يكتا كه گاه با هم نزاع و همچشمى بر سر بندگان خود دارند ، معتقدند . به عبارت ديگر اعتقاد به تعدد مراكز قدرت / 112 در ادارهء عالم وجود . و هر مركزى مىتواند ساز خود را بزند و فرمانرواى عرش ( ذات بارى تعالى ) را مجبور كند كه هر چه او مىگويد ، چنان كند .
اين انديشه در قرآن رد شده ، زيرا با نظريهء توحيد و يكتا پرستى مخالف است . اهميت اجتماعى شفاعت در اين است كه جامعهء اسلامى را بيش از بيش منسجم و استوار مىگرداند . زيرا رسول به منزله محورى است كه همهء نيروها به گرد آن مىچرخند نه تنها به انگيزهء مادى ، بلكه به انگيزهء غيبى و ايمانى .
امامان كه اوصياء رسولاند و پس از ايشان رهبران دينى كه نيروى اجتماعى خود را از توجه و روى آوردن مردم به آنها - البته به رغبت نه به اجبار - به دست مىآورند در اين باب همانند رسولاند . هر يك از مردم اميد مىدارد كه رهبر براى او در نزد خدا شفيع شود و پروردگارش او را بيامرزد .
نتيجهء آن وجود انعطاف در قانونگذارى اسلامى است بدين گونه كه هدفهاى بزرگ بر هدفهاى جنبى تقدم مىيابد و وصول به اين يك موقتا شفيع دست نيافتن به آن ديگر مىشود ، بلكه راه رسيدن به آن را در آينده پيش پاى او مىگشايد .
تصور كنيم كه يك رهبر دينى با دشمنان دين سرگرم يك پيكار سرنوشت
تفسير هدايت (فارسى) — صفحة 103
مساهمون: احمد آرام
ص١٠٣