نكند و اندرزشان دهد شايد كه خداوند آنان را به ايمان واقعى راه نمايد .
«
وَ إِذا قِيلَ لَهُمْ تَعالَوْا إِلى ما أَنْزَلَ اللَّهُ وَ إِلَى الرَّسُولِ
چون ايشان را گويند كه به آنچه خدا نازل كرده است و به پيامبرش روى آريد . » يعنى به كتاب خدا و رهبرى رسول بازگرديد .
«
رَأَيْتَ الْمُنافِقِينَ يَصُدُّونَ عَنْكَ صُدُوداً
- منافقان را بينى كه سخت از تو رويگردان مىشوند . » / 110 [ 62 ] «
فَكَيْفَ إِذا أَصابَتْهُمْ مُصِيبَةٌ بِما قَدَّمَتْ أَيْدِيهِمْ
- پس چگونه است كه چون به پاداش كارهايى كه مرتكب شدهاند ، مصيبتى به آنها رسد . » يعنى به گناهى كه مرتكب شدهاند و آن اطاعت از طاغوت است .
«
ثُمَّ جاؤُكَ يَحْلِفُونَ بِاللَّهِ إِنْ أَرَدْنا إِلَّا إِحْساناً وَ تَوْفِيقاً
- نزد تو مىآيند و به خدا سوگند مىخورند كه ما جز احسان و موافقت قصد ديگرى نداشتهايم . » يعنى در اين داورى خواستن از طاغوت ( يا قدرتهاى ستمگر ) هدفى جز نيكى كردن به مردم نداشتهايم و اين هم به سبب نزديكى ما با قدرتهاى حاكمه بوده است . و مىخواستيم ميان مردم وفاق پديد آوريم و اختلافاتشان را حلّ كنيم يا مىخواستهايم جوّ خصومتآميزى را كه ميان قدرت ظالم و ياران رسالت بوده است به جوى دوستانه بدل نمائيم .
[ 63 ] «
أُولئِكَ الَّذِينَ يَعْلَمُ اللَّهُ ما فِي قُلُوبِهِمْ فَأَعْرِضْ عَنْهُمْ
خداوند از دلهايشان آگاه است . از آنان اعراض كن . » يعنى به سبب كارى كه از ايشان سر زده و طاغوت را به حكميت گرفتهاند عقوبتشان مكن .
«
وَ عِظْهُمْ وَ قُلْ لَهُمْ فِي أَنْفُسِهِمْ قَوْلًا بَلِيغاً
- و اندرزشان بده به چنان سخنى كه در وجودشان كارگر افتد . » اندرزى نافذ از اين گونه كه آنان از طاغوت جز بردگى و ستم و خيانت طرفى نخواهند بست ، پس اگر خود را دوست مىدارند ، بايد كه از طاغوت دورى گزينند .