گرامى را به تذكّر دو نكته جلب مىكنيم :
الف : داستانهائيكه از ايشان نقل شده به سه دسته تقسيم مىشود :
1 - مكاشفات و كرامات ، كه مختصّ اولياء اللّه و انسانهاى لايق و شايسته مىباشد كه قبول آنها براى مردم عادى مقدارى مشكل است .
2 - داستانهاى جالب و آموزنده ، كه از خصوصيات زندگى بزرگان بوده و مىتواند براى ديگران الگو قرار بگيرد .
3 - حكايتهاى ضعيف و احيانا غير مناسب با شأن بزرگان ، كه معمولا عامّهء مردم و نويسندگان كم توجّه آنها را نقل مىكنند .
برخى از اين سه قسمت بدون سند بوده و تنها در افواه مردم شهرت يافته و برخى از آنها مستند و معتبر مىباشد . ما بهجهت حفظ امانت بدون دخل و تصرّف و اظهارنظر ، تعدادى از آنها را نقل مىنمائيم و برداشت و تشخيص چگونگى آن را به عهدهء خوانندگان گرامى مىگذاريم .
ب : از خوانندگان عزيز درخواست مىنمائيم قبل از مطالعه داستانها و حالات مقدّس ، عظمت و موقعيّت ايشان را در نظر بگيرند . محيط زندگى او را همانند آئينه صاف و يك صفحهء نقاشى شده بسيار دقيق و ظريف كه كوچكترين نقطه و يا خطّ اضافى موجب نقص آن مىگردد تلقّى نمايند ، آنگاه داستانها شيرين را بخوانند :
1 - حرم پاك و مطهّر امير مؤمنان عليه السّلام و خيابان و كوچههاى اطراف شاهد رفت و آمد مردم و زائران بارگاه ملك پاسبان علوى بود . مرجع بزرگ تشيّع يعنى مقدّس اردبيلى هم در لباس ژوليده عازم زيارت مىگردد تا بهرهء بيشترى از مولايش بگيرد . يكى از زوّار كه آن مرجع را نمىشناخت جلوى او را گرفته و يك بسته لباس به او مىدهد تا برايش بشويد . احمد بن محمد بدون كوچكترين عكسالعملى با طيب خاطر پيشنهاد او را قبول مىكند ،
محقق اردبيلى ( فارسى ) — صفحة 586
مساهمون: كنگره بزرگداشت مقدس اردبيلى
ص٥٨٦