بپرس . حضرت موسى عليه السّلام از خود مقدّس مىپرسد مولى مىگويد : من احمد اردبيلى فرزند محمد ساكن فلان محله و در فلان جا منزل دارم .
حضرت موسى عليه السّلام مىپرسد من فقط يك سئوال كردم امّا تو تفصيلا جواب دادى ؟ مولى مىگويد : خداوند متعال از تو پرسيد در دست راستت چيست تو در جواب گفتى : عصاى من است بر آن تكيه مىكنم و با آن براى گوسفندانم برگ درختان را مىتكانم و مزاياى ديگر هم براى من دارد ، پس چرا تو تفصيلا جواب دادى ؟
حضرت موسى عليه السّلام رو به طرف پيامبر اكرم صلىّ اللّه عليه و آله و سلم نموده گفت : حقّا درست فرمودهاى كه « علماء امّتى افضل من انبياء بني اسرائيل » . « 1 »
6 - روزى پس از مطالعه و تحقيق علمى بسيار خسته مىشود كمى استراحت مىنمايد آنگاه براى عبادت و راز و نياز با خدا بلند مىشود . جهت تهيه آب براى وضو دلو را برداشته به سر چاه حرم مطهّر مىآيد آن را داخل چاه مىفرستد تا آب بكشد بر خلاف انتظار به جاى آب ، دلو پر از طلا بيرون مىآيد ، دوباره دلو را به چاه مىاندازد تا آب بكشد اين بار هم دلو را پر از طلا مشاهده مىكند . طلا را به چاه مىريزد و مىگويد : خدايا ! مرا آزمايش مىكنى احمد از تو آب مىخواهد وضو كند و ترا بپرستد نه درهم و دينار كه دين و عقل از كف بربايد . « 2 »
7 - قحطى و گرانى در نجف بيداد مىكند . مردم از ندارى دست به تكدّى مىبرند . مقدّس اردبيلى تمام دارائى خويش را در ميان مردم تقسيم مىكند و براى خانوادهء خويش هم يك سهم كوچك برمىدارد . اين عملكرد مقدّس مورد اعتراض همسرش واقع مىگردد با اينكه ايشان هم از خانوادهء
هامش
( 1 ) لآلى الأخبار ج 1 ص 115 .
( 2 ) لآلى الأخبار ج 1 ص 115 .