چنين كتابى را در مذمت آنان نخواهد نوشت « 1 »
اين مطلب ، جريان انكار را براى ما روشن مىسازد زيرا مرحوم اردبيلى در اين كتاب شريف انواع و اقسام فرقههاى صوفيه را ذكر كرده و فضاحت و رسوايى آنان را آشكار ساخته و تصريح به كفر و الحاد يا انحراف آنان فرموده است و اين نويسنده طرائق الحقايق خود از همان طوائف گمراه است و چون ديده كه تحقيقات شخصيتى بزرگ و مقبول همه ، مانند اردبيلى براى اثبات گمراهى اين گروه ، كافى است لذا شيطنت كرده و به كلى انكار نموده كه اين كتاب از اردبيلى باشد .
شگفتانگيزتر و رنجآورتر آنكه وزنهء عظيم فقاهت و علميت و آن مظهر قداست را به صوفىگرى نسبت داده است چنان كه در همان كتاب ، اكابر اصحاب مانند سيد بن طاوس و برادرش سيد احمد و فرزندش سيد عبد الكريم و نيز ابن فهد حلى و شيخ شهيد و مجلسى اوّل و دوّم و غير اينها را نيز از اهل تصّوف به شمار آورده است و اين گناهى عظيم و جرمى نابخشودنى است كه براى تقويت مكتب ضلال خود ، نواب جليل القدر امام زمان - صلوات اللّه عليه - و داعيان الى الله ، و اعلام هدايت و اركان ديانت را به اين گمراهى فاحش و ضلالت بزرگ نسبت داده است .
تلخيص كتاب حديقة الشيعة
محدث نورى - رضوان الله عليه - از كتاب رياض العلما تأليف مرحوم آقا ميرزا عبد الله اصفهانى نقل كرده كه محمد بن غياث مشهور به جلال الّدين امير سيد كتابى را در تلخيص حديقة الشيعه مولا احمد اردبيلى نگاشته است . « 2 »
و نيز ايشان مىگويند : در نزد من رسالهاى است كه در زمان حيات مولا احمد اردبيلى تأليف شده آغاز آن چنين است : بعد الحمد و الصلاة اما بعد بدان
هامش
( 1 ) . الذريعة الى تصانيف الشيعه ج 15 ص 156 و 157 .
( 2 ) . مستدرك الوسائل طبع قديم ج 3 ص 395