تخطي إلى المحتوى الرئيسي

محقق اردبيلى ( فارسى ) — صفحة 416

مساهمون:

ص٤١٦
بيايد . لكن بر اهل تاريخ و اطلاع معلوم است كه شاه طهماسب صفوى - كه دوم سلاطين صفوّيه است - در سنه نهصد و هشتاد و چهار وفات كرد و از او نه نفر پسر به جاى بود كه بزرگتر آنها سلطان محمد ميرزا فرمان فرماى مملكت فارس بود لكن به سبب ضعف باصره او ارباب حل و عقد در باب سلطنت نامى از او نبردند بلكه امر سلطنت داير شد ما بين دو برادر او سلطان اسماعيل ميرزا و سلطان حيدر ميرزا امرآء در باب تفويض سلطنت به يكى از اين دو نفر بر دو قسم شدند و نزديك شد فتنه شود تا بالاخره حيدر ميرزا را مظلوم كشتند و سلطنت را به شاه اسماعيل ثانى تفويض كردند او قريب يكسال و نيم سلطنت كرد و در سنه 985 وفات كرد پس از وى برادرش سلطان محمد مكفوف بر اريكه سلطنت مستقر شد لكن بواسطهء عدم بينايى او تمامت امورات در قبضه اختيار مهد عليا فخر النساء بيگم حرم محترم او بود تا در سنهء 987 كه امرا و اعيان آن مخدره محترمه را به قتل رسانيدند و سلطان محمد را دو پسر بود حمزه ميرزا و شاهزاده عباس ميرزا . پس جماعتى از امراى عراق از تركمانان و غيره هواخواه شاهزاده حمزه بودند ، و جماعتى از امراى خراسان قرار سلطنت را براى شاهزاده عباس ميرزا دادند . و در همين سنه 987 على قلى خان شاملو و مرشد قلى سلطان شاهزاده عباس ميرزا را به سلطنت برداشتند تا در ششم ذى الحجه سنه 996 كه شاه سلطان محمد تاج سلطنت را به دست خود بر سر فرزند ارجمند خود شاهزاده عباس ميرزا نهاد و او را شاه عباس خطاب كرد و امر سلطنت بر او مستقر شد پس معلوم شد كه شاه عباس قبل از استقرار سلطنت نيز كارهاى سلطنتى به او ارجاع داشته پس درست مىآيد اين حكايت را كه سيد جزايرى نقل فرموده . » « 1 » حرز الدين در معارف الرجال چنين آورده : « . . . و حدثنى بعض مشايخ الغرى الاعاظم عن اساتيذه الأجلة الاوائل ، ان
هامش
( 1 ) . فوائد الرضويه ، ص 25 .
محقق اردبيلى ( فارسى ) — صفحة 416 | كنگره بزرگداشت مقدس اردبيلى