تا حدّى قابل پذيرش است ، امّا خصم را قانع نمىكند و در نتيجه « صاحب روضات الجنّات » نيز از طعن ايشان در امان نمانده است . » « 1 » .
البته با مقايسهء سبك نگارش « حديقة الشيعه » با نگارشهاى فارسى محقّق اردبيلى ، مىتوان گفت كه هرچند مقدارى سبكها فرق مىكند ولى در آن حدّى نيست كه از اين طريق بتوان كتاب « حديقة الشيعه » را از او نفى كرد بخصوص اينكه « حديقة الشيعه » آخرين تأليف مقدّس اردبيلى بوده و طبيعى است كه عبارات آن سليستر و پختهتر نسبت به نگارشهاى ديگر او باشد . همچنين نحوهء استدلال و به كار گرفتن بعضى اصطلاحات فارسى و كاربرد افعال ، وجه اشتراك اين كتابها است در حالى كه كسانى كه ادّعا دارند اين كتاب همان « كاشف الحق » ملّا معزّ اردستانى است ، در پاسخ آنها لازم است بگوئيم كه اين كتاب با سبك كتاب ديگر او كه در تفسير سورهء هل اتى نوشته تفاوت دارد و نحوهء استدلال در « كاشف الحق » در خصوص شأن نزول و تمسّك به سورهء هل اتى با آن كتابش تفاوت روشنى دارد « 2 » و اصولا شخص ناشناختهاى مثل ملّا معزّ اردستانى كه معلوم نيست در كجا تحصيل كرده و اساتيد و پايهء علمى او در چه حدّى بوده ، بتواند چنين كتابى را با قلمى روان و پر از اطلاعات تاريخى و روائى بنگارد ( از قول طرفداران حديقة الشيعه بايد گفت : باءك تجرّ و بائي لا تجر ) .
امّا اينكه دربارهء او گفته شده كه « همه عمر را در نجف زيسته » « 3 » با اطّلاعى كه از زندگانى مقدّس اردبيلى داريم ، اين ادّعا صحيح نيست بلكه او
هامش
( 1 ) - مجله معارف دورهء دوّم ، ش 3 ، ص 110 .
( 2 ) - « تفسير سوره هل اتى » ملا معز اردستانى ، نسخه خطى آستان قدس رضوى .
( 3 ) - مجله معارف ص 110 .