تخطي إلى المحتوى الرئيسي

محقق اردبيلى ( فارسى ) — صفحة 364

مساهمون:

ص٣٦٤
سالها در حوزه‌هاى علميهء ايران بخصوص شيراز - مهد زبان شيرين فارسى - به تحصيل پرداخته است « 1 » و صاحب « مرآة الكتب » ( شهادت : 1330 ه . ق ) يك نكته را متذكر شده كه : ضرورتى نداشت همهء تأليفات مقدّس اردبيلى به صرف اينكه در بلاد عربى مىزيسته به زبان عربى باشد چرا كه شيعه منحصر به كشورهاى عربى نيست « 2 » . و همچنين هيچ استبعادى ندارد كه كسى زبان مادرىاش تركى باشد و سالها هم در محيط عرب‌نشين بسر ببرد ولى به زبان فارسى سليس مطلب بنويسد چنان كه از علماى گذشته و معاصر چنين افرادى را سراغ داريم . بهر حال ؛ از اين طريق نمىتوان عليه صحّت انتساب كتاب به اردبيلى استدلال كرد .

7 - عدم رعايت عفّت و حرمت قلم

مخالفان صحّت انتساب كتاب به مقدس اردبيلى ، مىگويند از چنين شخصيّت وارسته و برجسته بعيد است با آن استحكام و متانتى كه در نوشته‌هاى او سراغ داريم ، اين چنين عنان قلم را رها نمايد و با بدبينى شديد و بستن تمام راههاى توجيه و احتمال و صحّت ، همه عرفا و شعرا را تكفير كند و پا از مرز ادب بيرون نهد و با عبارات ركيك به آنها بتازد ، در حالى كه در كتابهاى ديگرش چنين شيوه‌اى را در پيش نگرفته است و اساسا نوشته‌هاى او بسيار مؤدّبانه است آيا مىتوان احتمال ضعيفى داد كه آن عالم وارسته مطالبى از اين قبيل در كتابهايش بياورد : « بر آن دل و گل بايد شاشيد » « 3 » ! ؟ يا « خرهاى اين زمانه » « 4 » و يا اينكه شاهنامهء فردوسى همان قصه‌هاى دروغ است
هامش
( 1 ) - رياض العلماء ج 1 / 56 . ( 2 ) - مرآة الكتب ، ج 2 / 193 . ( 3 ) - حديقة الشيعه ص 573 . ( 4 ) - همان مأخذ ص 602 .