تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حديقة الشيعة ( فارسى ) — صفحة 940

مساهمون:

ص٩٤٠
گفت : « أ تعرفني » ؛ آيا مرا مىشناسى ؟ گفتم : بلى . تو سيّد و بهتر و پسر سيّد بهترى . فرمود كه : « ليس عن هذا سألتك » ؛ يعنى از اين ، از تو سؤال نكردم ! گفتم : پس تفسير كنيد تا بفهمم . فرمود : « انا خاتم الاوصياء و بى يرفع البلاء عن اهلي و شيعتي » ؛ يعنى من خاتم اوصيايم و به من ولايت و وصايت ختم مىشود و به سبب من بر طرف مىكند خداى تعالى بلاها را از اهل من و شيعيان من . و اما دليل بر امامت آن حضرت بسيار است . اوّل از طرق اهل سنت چند دليل ذكر كنيم تا حجت باشد : صاحب فصول المهمه و صاحب كشف الغمه از ابى داود كه از راويان معتبر سنّى است روايت نموده‌اند « 1 » كه گفت : از رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله مروى است كه فرمود : « لا تذهب الدنيا حتى يملك العرب رجل من اهل بيتى يواطئ اسمه اسمى » ؛ يعنى دنيا به آخر نرسد تا آنكه مالك شود عرب را مردى از اهل بيت من كه نام او موافق نام من باشد . و ايضا ابى داود در سننش آورده « 2 » و از امير المؤمنين 7 روايت كرده و آن حضرت از رسول خدا كه فرمود : « لو لم يبق من الدهر الا يوم لبعث اللّه رجلا من اهل بيتى يملأها عدلا كما ملئت جورا » ؛ يعنى اگر باقى نماند از دنيا مگر يك روز البته خداى تعالى بر مىانگيزد مردى را از اهل بيت من كه دنيا را پر از عدل كند چنانچه پر از جور شده باشد . و همين حديث در كتاب مناقب شافعى « 3 » مذكور است و ابو داود و ترمذى حديثى به همين مضمون روايت كرده‌اند با زيادتى و آن زيادتى اين است كه موافق باشد اسم او اسم مرا و اسم پدر او اسم پدر مرا و بعد ازين مذكور است آنچه مضمونش اين است كه مملوّ كند زمين را از قسط و عدل چنانچه مملو شده باشد از ظلم و جور و در بعضى ديگر از روايات ايشان اين زيادتى نيست .
هامش
( 1 ) . فصول المهمه ص 293 ؛ كشف الغمه ج 3 ، ص 266 . ( 2 ) . سنن ابو داود ج 4 ، ص 107 . ( 3 ) . كشف الغمه ج 3 ، ص 266 از مناقب شافعى نقل كرده است .