تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حديقة الشيعة ( فارسى ) — صفحة 841

مساهمون:

ص٨٤١
ابو جعفر محمد بن على عليه السّلام و حسن و حسين و جعفر و ابراهيم و يك دختر و به قول شيخ مفيد رحمه اللّه « 1 » به غير از حضرت امام محمد تقى عليه السّلام فرزندى نداشت . اخلاق رضيّه و صفات مرضيّه و مناقب سنيّه و سيرت بهيّه و دلايل ظاهره و آيات باهرهء آن حضرت تا به حدى است كه خاص و عام و دوست و دشمن را از بيان عشرى از اعشار و اندكى از بسيار آن عجز و قصور باشد . و از آن جمله در كتب فريقين مسطور است « 2 » كه چون مأمون آن حضرت را وليعهد ساخت در حين ورود آن حضرت به دهليزى كه از آنجا داخل كوشك بزرگ مىشدند هر كه حاضر بود به تعظيم آن حضرت برپامىخاست و پرده‌اى كه بر در آويخته بود بر مىداشتند از دربانان و پرده‌داران جمعى را حسد بر آن داشت كه با يكديگر عهد و شرط نمودند كه اين مرتبه چون آن حضرت بيايد تعظيمش نكنند و پرده را بر ندارند . چون آن حضرت آمد همه به يك بار برجستند و به عادت مقرّر پرده را برداشتند و بعد از آنكه داخل كوشك شد به فكر افتاده يكديگر را ملامت كردند و هر كدام عذرى گفتند و به تجديد عهد و شرط اقامه نمودند و درين نوبت كه آن حضرت رسيد باز بىاختيار برخاستند ، اما در برداشتن پرده توقف نمودند و ضبط خود كردند . مقارن رسيدن آن حضرت بادى به هم‌رسيده پرده را بلندتر و بهتر از آنكه بر مىداشتند برداشت . چون آن حضرت داخل شد با خود گفتند شايد اين از اتفاقيات باشد ، صبر كردند چون برگشت ديدند مانند همان با مقارن رسيدن آن حضرت بادى به پرده آمده آن خدمت به جا آورد . پس توبه كردند و جزم نمودند و متفق شدند در اينكه آن حضرت را نزد حق تعالى قدر و منزلتى عظيم است و به نحوى كه باد را مسخّر سليمان كرده بود ، مسخّر او نيز كرده باشد . پس با يكديگر گفتند كه چون حال برين منوال است اگر در تعظيم و تكريم او به عادت مقرّر تكاهل
هامش
( 1 ) . ارشاد ج 2 ، ص 271 ؛ و همچنين طبرسى در اعلام الورى ص 344 . ( 2 ) . فصول المهمه ص 244 - 245 .