تخطي إلى المحتوى الرئيسي

حديقة الشيعة ( فارسى ) — صفحة 665

مساهمون:

ص٦٦٥
حضرت رسول خدا ظاهر شده بود و آن حضرت به ايشان رسانيده و اين مرتبهء اول نبود و حضرت رسالت پناه صلّى اللّه عليه و آله امام حسين عليه السّلام را مخاطب نساخته بلكه آن حضرت خود متوجه سؤال شد و ايشان را قياس به ديگران نمىتوان كرد و بايد دانست كه در خردى و بزرگى ايشان تفاوتى نيست كه اگر در خردى و بزرگى ايشان تفاوتى باشد امكان دارد كه در آن وقت از كشته شدن بترسند و از زوّار خود غافل باشند . و عجب‌تر آنكه صاحب كشف الغمه بعد از صفحه‌اى خود مىگويد « 1 » كه زياده نمىشود معرفت ايشان در زمان پيرى بر معرفتى كه در حال ولادت دارند و مادر و پدرى را دل مىسوزد كه از مراتب وصول و قرب به جناب احديت و مرتبه بلند شهادت غافل باشند و دنيا در نظر ايشان قرب اعتبارى داشته باشد يا ايشان را دلبستگى به دنيا باشد چنان كه امير المؤمنين عليه السّلام مىفرمود كه « و اللّه لابن ابى طالب انس بالموت من الطّفل بثدى امّه » « 2 » ؛ يعنى به خدا قسم كه پسر ابى طالب را انس به مرگ بيشتر است از آن انسى كه طفلان را به پستان مادر مىباشد . « 3 » و مشهور است كه بعضى از خواص اصحاب امام حسين عليه السّلام ، مىگفتند كه ما در مدت ملازمت آن حضرت هرگز او را به آن خوش‌حالى نديديم كه در كربلا مىديديم و در خبر است « 4 » كه وقتى كه آن حضرت متوجه كوفه بود در يكى از منازل ، فرزدق شاعر به خدمتش مشرف شد و بعد از تسليم و ترحيب ، گفت : يا بن رسول اللّه ! چگونه اعتماد به اهل كوفه توان كرد و حال آنكه از معاونت و يارى پسر عمت مسلم بن عقيل تقاعد و تكاهل ورزيدند تا او به درجهء شهادت رسيد و فى الحقيقه او را كوفيان به كشتن دادند ؟ پس آن حضرت فرمود كه « رحم اللّه مسلما صار الى روح اللّه اما انه قضى ما عليه
هامش
( 1 ) . كشف الغمه 2 / 226 . ( 2 ) . نهج البلاغه ( ترجمه شهيدى ) ص 13 خطبه پنجم . ( 3 ) . سه بيت شعر دارد ( كاشف الحق ص 357 ) . ( 4 ) . كشف الغمه 2 / 239 و 240 .